پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۸۱۲

گل به تماشای چمن می رود

باد به گلگشت سمن می رود

آینه گشته ست ز عکس سمن

آب که در زیر سمن می رود

دوش شنیدم که به هر مجلسی

از دهن غنچه سخن می رود

وقت بهار آمد و ایام گل

آه که یار از بر من می رود

راحت روح است رخش، چون کنم

روح دل و راحت تن می رود

عهد شکسته ست و به هنگام صبر

آن صنم عهد شکن می رود

خسرو دلسوخته را در غمش

عمر در اندوه و حزن می رود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۱۴گر جام غم فرستی، نوشم که غم نباشد
  2. شمارهٔ ۸۱۵سروی چو قامت تو در بوستان نباشد
  3. شمارهٔ ۸۱۶من دلبری ندیدم کش زین نهاد باشد
  4. شمارهٔ ۸۱۷چندان که یار ما را در حسن ناز باشد
  5. شمارهٔ ۸۱۸ما را ز کوی جانان عزم سفر نباشد
  6. شمارهٔ ۸۱۹در شهر فتنه ای شد، می دانم از که باشد
  7. شمارهٔ ۸۲۰هر لحظه چشم شوخت ناز دگر فروشد
  8. شمارهٔ ۸۲۱بر آسمان پریوش چون ماه ما برآید
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.