پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۸۲۱

بر آسمان پریوش چون ماه ما برآید

خورشید کیست باری کو بر سما برآید؟

چون در خرامش وی باران فتنه خیزد

سیلاب فتنه خیزد، موج بلا برآید

گلگشت او نخواهم بر خاک خود، چو میرم

کز گور شوربختان خار عنا برآید

گفتم که بر می آید جانم ز هجر، گفتا

جانی که ماند بی ما بگذار تا برآید

من چون زیم که جانم در آرزوی بوسی

بر زلف عنبریش هر دم صبا برآید

هر شب مرا برآید ناله ز جان سنگین

چون نالشی که شبها از آسیا برآید

شب بهر صبح رویت گویم دعا، ولیکن

حاجات تیره روزان کی از دعا برآید

از خنجر جفایت خونریزها به کویت

هر جا که خونم افتد، نقش جفا براید

ابری شود که برقش سیاره را بسوزد

دودی که هر شب از دل سوی سما برآید

در کوی تو که جانها در راه خاک باشند

بیچاره جان خسرو آنجا گیا برآید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۲۳هر بار کان پریوش در کوی من در آید
  2. شمارهٔ ۸۲۴امروز چیست کز در جانان برون نیامد؟
  3. شمارهٔ ۸۲۵گر بر عذار سیمین زلفش دوتو نماند
  4. شمارهٔ ۸۲۶دل شد ز دست ما را با یار ما که گوید؟
  5. شمارهٔ ۸۲۷مستان چشم اویم از ما خمار ناید
  6. شمارهٔ ۸۲۸چشم ز دوری تو دور از تو خون فشاند
  7. شمارهٔ ۸۲۹زلفت که هر خم از وی در شانه می نگنجد
  8. شمارهٔ ۸۳۰دل بی‌رخ تو صورت جان را نمی‌شناسد
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.