پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۸۱۹

در شهر فتنه ای شد، می دانم از که باشد

ترکی ست صید افگن، پنهانم از که باشد؟

هر روز اندرین شهر خلقی ز دل برآیند

گر دیگری نداند، من دانم از که باشد؟

دردم گذشت از حد، معلوم نیست تا خود

سامانم از که خیزد، درمانم از که باشد؟

درمان درمندان در هجر تو تو باشی

گر من به درد هجران درمانم از که باشد

هرگز بر محبان یکدم نمی نشینی

گر آتش محبت بنشانم، از که باشد؟

چون کرد طره تو غارت قرار خسرو

من بعد اگر صبوری نتوانم، از که باشد؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۲۱بر آسمان پریوش چون ماه ما برآید
  2. شمارهٔ ۸۲۲چون بینم اینکه رویت در چشم دیگر آید
  3. شمارهٔ ۸۲۳هر بار کان پریوش در کوی من در آید
  4. شمارهٔ ۸۲۴امروز چیست کز در جانان برون نیامد؟
  5. شمارهٔ ۸۲۵گر بر عذار سیمین زلفش دوتو نماند
  6. شمارهٔ ۸۲۶دل شد ز دست ما را با یار ما که گوید؟
  7. شمارهٔ ۸۲۷مستان چشم اویم از ما خمار ناید
  8. شمارهٔ ۸۲۸چشم ز دوری تو دور از تو خون فشاند
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.