پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۸۰۴

دل که به غم داد تن آرزوی جان خرید

برگ گیاهی بداد، سرو خرامان خرید

هجده هزاران جهان هر که بهای تو داد

آنکه به هفده درم یوسف کنعان خرید

گر چه سراسر بلاست، جور تو بتوان کشید

ور همه جان قیمت است، ناز تو نتوان خرید

قد تو از مار زلف دولت ضحاک یافت

خط تو از پای مور ملک سلیمان خرید

تلخی هجران یار زهر هلاهل فشاند

بنده به نزدیک خویش چشمه حیوان خرید

دل به وفا نه کنون، جان ببر و لب بیار

کاین دل نادان من عشوه فراوان خرید

محنت عشاق را طعنه نیاید زدن

آنکه شناسای کار دولت از ایشان خرید

هر که متاع وجود ریخت به بازار عشق

عمر به قیمت فروخت، عشق به ارزان خرید

داغ غلامیت کرد پایه خسرو بلند

میر ولایت شود بنده که سلطان خرید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۰۶من نشنیدم که خط بر آب نویسند
  2. شمارهٔ ۸۰۷صبح دمان بخت من ز خواب در آمد
  3. شمارهٔ ۸۰۸از در من دوش کان نگار در آمد
  4. شمارهٔ ۸۰۹روی نکو بی وجود ناز نباشد
  5. شمارهٔ ۸۱۰دلبر من دوش که مهمان رسید
  6. شمارهٔ ۸۱۱هر که به دنباله کامی بود
  7. شمارهٔ ۸۱۲گل به تماشای چمن می رود
  8. شمارهٔ ۸۱۳عشق تو هر لحظه فزون می‌شود
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.