پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۸۰۲

نیست به دست امید بخت مرا آن کمند

کافتدش از هیچ رو صید مرادی به بند

دعوی عیاریم رفت به کویش فرود

ز آنکه سرم پست شد کنگر قصرش بلند

بی سر و پا می دویم تا به کجا سر نهیم

بارگی شاه شد گردن ما در کمند

تنگ میا زآه من، چشم بدان از تو دور

نیست رخ خوب را چاره ز دود سپند

در ره جولانت چون دیده ما خاک شد

دیده بسی در رهست دور ترک ران سمند

هستم ازان گفت تلخ در سکرات فنا

از دمت آخر دمی چاشنیی ده ز قند

ای که به بازار حسن قیمت خوبان کنی

پیش زلیخا مگوی «یوسفی آنجا به چند؟»

سوخته از پند خلق سوخته تر می شود

کاتش عشق است تیز باد وزان است پند

خسرو اگر عاشقی بیم ز کشتن مدار

پیش رخ نیکوان جان نبود ارجمند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۰۴دل که به غم داد تن آرزوی جان خرید
  2. شمارهٔ ۸۰۵غمزه مردم کشی پرده صبرم درید
  3. شمارهٔ ۸۰۶من نشنیدم که خط بر آب نویسند
  4. شمارهٔ ۸۰۷صبح دمان بخت من ز خواب در آمد
  5. شمارهٔ ۸۰۸از در من دوش کان نگار در آمد
  6. شمارهٔ ۸۰۹روی نکو بی وجود ناز نباشد
  7. شمارهٔ ۸۱۰دلبر من دوش که مهمان رسید
  8. شمارهٔ ۸۱۱هر که به دنباله کامی بود
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.