پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۷۸۹

آخر این دردم به درمان کی رسد

نوبت دیدار جانان کی رسد

این دل سرگشته‌ی سودا زده

از وصال او به سامان کی رسد

آدم آشفته دل در انتظار

مانده تا پیغام رضوان کی رسد

دیده یعقوب بر راه امید

تا دگر یوسف به کنعان کی رسد!

دل چو بلبل زار و نالان در فراق

تا گل رویت به بستان کی رسد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۹۱شکل موزونت که در دل جا کند
  2. شمارهٔ ۷۹۲گر کسی در عشق آهی می‌کند
  3. شمارهٔ ۷۹۳بر رخت چون زلف پر خم بگذرد
  4. شمارهٔ ۷۹۴هر که دل با دلربایی می نهد
  5. شمارهٔ ۷۹۵مردمی نرگس او می داند
  6. شمارهٔ ۷۹۶گل ز روی تو فرو می ریزد
  7. شمارهٔ ۷۹۷دلم از بخت گهی شاد نبود
  8. شمارهٔ ۷۹۸گر سخن زان لب چون نوش شود
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.