پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۷۸۸

ای که بر من جور تو بسیار شد

زاریم بشنو که کارم زار شد

من که اندر سر جنونی داشتم

خاصه سودای تو با آن یار شد

تا لبت بر نقطه جان خط کشید

نقطه جان من از پرگار شد

تا تو دست و پا نهادی حسن را

نیکوان را دست و پا بیکار شد

دوش پنهان می کشیدم زلف تو

چشم مستت ناگهان بیدار شد

از عزیزی مردم چشم منی

گر چه در چشم تو مردم خوار شد

خسرو از ابروی خود سازد کمان

پس به پیش خسرو خاور کشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۹۰لعل شیرینی چو خندان می‌شود
  2. شمارهٔ ۷۹۱شکل موزونت که در دل جا کند
  3. شمارهٔ ۷۹۲گر کسی در عشق آهی می‌کند
  4. شمارهٔ ۷۹۳بر رخت چون زلف پر خم بگذرد
  5. شمارهٔ ۷۹۴هر که دل با دلربایی می نهد
  6. شمارهٔ ۷۹۵مردمی نرگس او می داند
  7. شمارهٔ ۷۹۶گل ز روی تو فرو می ریزد
  8. شمارهٔ ۷۹۷دلم از بخت گهی شاد نبود
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.