پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۷۸۷

ترک من چون تیر مژگان برکشد

ماه گردون را سپر در سر کشد

در دلم تیرش ترازویی شود

وز درون سینه جان می برکشد

چون رسن بازی کند زلفین او

گردن خورشید در چنبر کشد

دل کنم بر آتش رویش کباب

چون لب میگون او ساغر کشد

چشمت از مژگان چون نوک قلم

بر فسون جادوان خط در کشد

راست گویی، مردم چشم من است

چون قبای آبگون در بر کشد

خط طوطی رنگ او، یارب، کجاست؟

تا به منقار از لبش شکر کشد

مست کرده نرگس غلتان او

وز مژه بر جان من خنجر کشد

از لبت چون باده نوشان خیال

چشم خسرو خانه خمار شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۸۹آخر این دردم به درمان کی رسد
  2. شمارهٔ ۷۹۰لعل شیرینی چو خندان می‌شود
  3. شمارهٔ ۷۹۱شکل موزونت که در دل جا کند
  4. شمارهٔ ۷۹۲گر کسی در عشق آهی می‌کند
  5. شمارهٔ ۷۹۳بر رخت چون زلف پر خم بگذرد
  6. شمارهٔ ۷۹۴هر که دل با دلربایی می نهد
  7. شمارهٔ ۷۹۵مردمی نرگس او می داند
  8. شمارهٔ ۷۹۶گل ز روی تو فرو می ریزد
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.