پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۷۸۳

بزم ما را یک دو خواب آلوده اند

مست و خوش، گویی شراب آلوده اند

سایه پروردند وز خط سیاه

سایه را بر آفتاب آلوده اند

جامه بر اندام شان گویی ز لطف

برگ گل را از گلاب آلوده اند

می میان شیشه صافی نگر

آتشی گویی به آب آلوده اند

می نبیند سوی ما ساقی، ازانک

چشمهایش مست و خواب آلوده اند

آب شو، ای چشمه خون، کز شراب

دست آن مست خراب آلوده اند

یارب آن سرخی لبش را از می است

یا خودش از خون ناب آلوده اند

بس به اشک آلوده شخصم، گوئیا

سیخی از آب کباب آلوده اند

هست خسرو را سؤالی زان دهن

کز پیش راه جواب آلوده اند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۸۵هر که را با تو سر و کاری بود
  2. شمارهٔ ۷۸۶آنچه بتوان، در غمت جان می کشد
  3. شمارهٔ ۷۸۷ترک من چون تیر مژگان برکشد
  4. شمارهٔ ۷۸۸ای که بر من جور تو بسیار شد
  5. شمارهٔ ۷۸۹آخر این دردم به درمان کی رسد
  6. شمارهٔ ۷۹۰لعل شیرینی چو خندان می‌شود
  7. شمارهٔ ۷۹۱شکل موزونت که در دل جا کند
  8. شمارهٔ ۷۹۲گر کسی در عشق آهی می‌کند
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.