پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۷۷۸

روی خوبت آفت جانی نمود

دیده را صد گونه حیرانی نمود

غنچه کوچک دهن پیش لبت

چون که رو بگشاد زندانی نمود

چشم او بنمود زلفت را به من

مست بد ناگه پریشانی نمود

کافران را بر دل من دل بسوخت

بس که چشمت نامسلمانی نمود

لعل تو انگشتری خط را سپرد

دیو را ملک سلیمانی نمود

آینه بودی و زنگارت گرفت

روی کس را بیش نتوانی نمود

خواستم دی از لبت بوسی، لبت

خنده ای بنمود و پنهانی نمود

دید خسرو کاین سخن نزدیک نیست

روز بنشست و ثناخوانی نمود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۸۰ابروی مانند ماهش بنگرید
  2. شمارهٔ ۷۸۱خیمه نوروز بر صحرا زدند
  3. شمارهٔ ۷۸۲عافیت را بر زمین گردی نماند
  4. شمارهٔ ۷۸۳بزم ما را یک دو خواب آلوده اند
  5. شمارهٔ ۷۸۴هر که را یاری چو تو سرکش بود
  6. شمارهٔ ۷۸۵هر که را با تو سر و کاری بود
  7. شمارهٔ ۷۸۶آنچه بتوان، در غمت جان می کشد
  8. شمارهٔ ۷۸۷ترک من چون تیر مژگان برکشد
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.