پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۷۲۷

لب لعلت به لطافت گرو از جان ببرد

روی رنگین تو آب گل خندان ببرد

سرو بالای تو، گر سوی چمن بخرامد

به تگ پاگرو از سرو خرامان ببرد

دست پیمان لبت هر چه بخواهی بدهم

وصلت ار دست وفا بر سر پیمان ببرد

بوسه ای از لب تو عاریه خواهم ندهد

جز به شرطی که دل خسته گروگان ببرد

گرنه لنگر شود اندوه چو کوه تو مرا

یاد برداشته تا خاک خراسان ببرد

جان خلقی به لب آورده دهان تنگت

نه همانا که کسی از لب تو جان ببرد

نیم جان از تن خسرو سر زلفین تو برد

ترسم آن نیم دگر را شب هجران ببرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۲۹چه خوش است از جگر سوخته بویی که زند
  2. شمارهٔ ۷۳۰یارب، این شهره لشکر ز کجا می‌آید؟
  3. شمارهٔ ۷۳۱سبزه‌ها می‌دمد و آب روان می‌آید
  4. شمارهٔ ۷۳۲اینچنین تند که آن قلب‌شکن می‌آید
  5. شمارهٔ ۷۳۳گرچه در کشتن عشاق زبون می‌آید
  6. شمارهٔ ۷۳۴باش تا بار دگر آن پسر این سو آید
  7. شمارهٔ ۷۳۵باشد آن روز که آن فتنه به ما باز آید
  8. شمارهٔ ۷۳۶خشمگین یار مرا دل به رضا باز آمد
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.