پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۷۳۵

باشد آن روز که آن فتنه به ما باز آید

لیک از آنگونه که او رفت، کجا باز آید؟

رفت و باز آمدنش تا به قیامت نبود

ای قیامت، تو بیا زود که تا باز آید

ای صبا، از سر آن کوی غباری به من آر

مگر این دل که ز جا رفت به جا باز آید!

یارب، این سرو در آن باغ نه تنها مانده ست

باز پرسم خبر از باد صبا، باز آید

چند روز است کزین سو گذری می نکند

باز گویید، مگر جانب ما باز آید!

خسروا، رفتن او نه ز پیش آمدن است

به دعا ساز، خدایا، به دعا باز آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۳۷عمر نو گشت مرا باز که جان باز آمد
  2. شمارهٔ ۷۳۸وه که باز این دل دیوانه گرفتار آمد
  3. شمارهٔ ۷۳۹از کجا در رهم آن شوخ بلا پیش آمد؟
  4. شمارهٔ ۷۴۰باز عشق آمد و دیوانگیم پیش آمد
  5. شمارهٔ ۷۴۱گر مرا هیچ مرادی پس ازین پیش آمد
  6. شمارهٔ ۷۴۲دانم، ای دوست که در خانه شرابت باشد
  7. شمارهٔ ۷۴۳بر من، ار دولت وصل تو مقرر می‌شد
  8. شمارهٔ ۷۴۴ترک عاشق کش من، ترک جفا خوش باشد
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.