پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۷۳۷

عمر نو گشت مرا باز که جان باز آمد

وز پس عمری آن جان جهان باز آمد

ره ده، ای دیده و خار مژه را یک سو کن

که خرامان و خوش آن سرو روان باز آمد

جان من چشم از آنگه که به روی تو فتاد

جز تو در غیر توان دید؟ از آن باز آمد

باز نامد دل من، گر چه به کویت صدبار

شادمان رفت و به فریاد و فغان باز آمد

هر کسم گویم باز آی ازان تا برهی

گر دل این است که دارم نتوان باز آمد

بنده خسرو که ز تو دیده بپوشید و برفت

چون میسر نشدش، ناله کنان باز آمد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۳۹از کجا در رهم آن شوخ بلا پیش آمد؟
  2. شمارهٔ ۷۴۰باز عشق آمد و دیوانگیم پیش آمد
  3. شمارهٔ ۷۴۱گر مرا هیچ مرادی پس ازین پیش آمد
  4. شمارهٔ ۷۴۲دانم، ای دوست که در خانه شرابت باشد
  5. شمارهٔ ۷۴۳بر من، ار دولت وصل تو مقرر می‌شد
  6. شمارهٔ ۷۴۴ترک عاشق کش من، ترک جفا خوش باشد
  7. شمارهٔ ۷۴۵بس که خون جگر از راه نظر بیرون شد
  8. شمارهٔ ۷۴۶هرکسی روز وداع از پی محمل می‌شد
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.