پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۷۲۶

لب خونخوار تو جز خون دل افزون نکند

چشم تو جز جگر سوختگان خون نکند

ماه روی چو تو در مهر نمی افزاید

کم ازان کاین ستم و جور بر افزون نکند

چون رسد غارت ترکان خیالت، عاشق

نقد جان را چه کند کز دل بیرون نکند

سخن تلخ تو چون زهر کند در دل کار

طرفه کاری که درین زهر کس افسون نکند

دست ازان دارم بر خود که نهم پای به هوش

تا مرا سلسله زلف تو مجنون نکند

مردمان چشم ملامت سوی من داشته اند

مردمی کی کند، از چشم تو اکنون نکند

چند با خسرو سرگشته چو گردون گردی

برنگردی، ز وی، اندیشه گردون نکند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۲۸تو که روزت به نشاط دل و جان می‌گذرد
  2. شمارهٔ ۷۲۹چه خوش است از جگر سوخته بویی که زند
  3. شمارهٔ ۷۳۰یارب، این شهره لشکر ز کجا می‌آید؟
  4. شمارهٔ ۷۳۱سبزه‌ها می‌دمد و آب روان می‌آید
  5. شمارهٔ ۷۳۲اینچنین تند که آن قلب‌شکن می‌آید
  6. شمارهٔ ۷۳۳گرچه در کشتن عشاق زبون می‌آید
  7. شمارهٔ ۷۳۴باش تا بار دگر آن پسر این سو آید
  8. شمارهٔ ۷۳۵باشد آن روز که آن فتنه به ما باز آید
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.