پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۷۲۵

چه کند دل که جفای تو تحمل کند

که اگر جان طلبی، بنده تامل نکند

واجب است ار دهن غنچه بدوزند به خار

تا در ایام جمالت سخن گل نکند

هر که را چشم به رخسار گلی سرخ شده است

شاید ار عیب سیه رویی بلبل نکند

کوه غم گشتم و آن می کشم از هر مویت

که سر مویی از ان گونه تحمل نکند

دم به دم سوخت اسیری که شکیبا نبود

در به در گشت اسیری که توکل نکند

زین دم سرد حذر تا نکند آن بر تو

که دم باد خزان با گل و سنبل نکند

نگذرد خیل خیال تو به چشم من، اگر

دیده بر آب ز سنگین تن من پل نکند

کار خسرو بشد از دست، تو دانی، گفتم

تا خیال تو درین کار تغافل نکند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۲۷لب لعلت به لطافت گرو از جان ببرد
  2. شمارهٔ ۷۲۸تو که روزت به نشاط دل و جان می‌گذرد
  3. شمارهٔ ۷۲۹چه خوش است از جگر سوخته بویی که زند
  4. شمارهٔ ۷۳۰یارب، این شهره لشکر ز کجا می‌آید؟
  5. شمارهٔ ۷۳۱سبزه‌ها می‌دمد و آب روان می‌آید
  6. شمارهٔ ۷۳۲اینچنین تند که آن قلب‌شکن می‌آید
  7. شمارهٔ ۷۳۳گرچه در کشتن عشاق زبون می‌آید
  8. شمارهٔ ۷۳۴باش تا بار دگر آن پسر این سو آید
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.