پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۷۲۴

خرم آن لحظه که مشتاق به یاری برسد

آرزومند نگاری به نگاری برسد

دیده بر روی چو گل بنهد و نَبْوَد خبرش

گر چه بر دیده ز نوک مژه خاری برسد

گر چه در دیده کشد هیچ غبارش نبود

هر کجا از قدم دوست غباری برسد

لذت وصل نداند مگر آن سوخته‌ای

که پس از دوری بسیار به یاری برسد

قیمت گل بشناسد، مگر آن مرغ اسیر

که خزان دیده بود پس به بهاری برسد

ای خوش آن پاسخ تلخی که دهد از صبرم

که خماری شکن ار بعد خماری برسد

خسروا، یار تو، گر می‌نرسد، یاری کن

بهر تسکین دل خویش که آری برسد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۲۶لب خونخوار تو جز خون دل افزون نکند
  2. شمارهٔ ۷۲۷لب لعلت به لطافت گرو از جان ببرد
  3. شمارهٔ ۷۲۸تو که روزت به نشاط دل و جان می‌گذرد
  4. شمارهٔ ۷۲۹چه خوش است از جگر سوخته بویی که زند
  5. شمارهٔ ۷۳۰یارب، این شهره لشکر ز کجا می‌آید؟
  6. شمارهٔ ۷۳۱سبزه‌ها می‌دمد و آب روان می‌آید
  7. شمارهٔ ۷۳۲اینچنین تند که آن قلب‌شکن می‌آید
  8. شمارهٔ ۷۳۳گرچه در کشتن عشاق زبون می‌آید
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.