پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۷۴۹

چشم من خنده شیرین تو گریان دارد

دل من را لب پر شور تو بریان دارد

خاطرم میل کند با تو و پیدا نکند

سینه ام درد و غمت دارد و پنهان دارد

کس ندارد به جهان آنچه تو داری در حسن

از لطافت همگی پیش تو خود آن دارد

گر نبات خط تو سبز بود، نیست عجب

خضر است آنکه سرچشمه حیوان دارد

جانم از شوق تو، گر خرقه تن کرد قبا

نتوان گفت درین خرقه که نقصان دارد

دل من با سر گیسوی درازت همه شب

تا شبیخون نرود، دست و گریبان دارد

شعر خسرو به مثل سحر حلال است، ولی

نتوان گفت که او پایه حسان دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۵۱هر کسی گاه جوانی تگ و پویی دارد
  2. شمارهٔ ۷۵۲چشم گردنده او با همه کس می گردد
  3. شمارهٔ ۷۵۳ای که از خاک درت دیده منور گردد
  4. شمارهٔ ۷۵۴هر کسی سبزه و صحرا و گلستان خواهد
  5. شمارهٔ ۷۵۵سرو در باغ اگر همچو تو موزون خیزد
  6. شمارهٔ ۷۵۶زلف تو زان گره سخت که بر جانم زد
  7. شمارهٔ ۷۵۷من به یار خود و اغیار به خود می‌پیچد
  8. شمارهٔ ۷۵۸نشدش دل که دمی پهلوی ما بنشیند
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.