پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۷۵۰

تو مپندار که دوران همه یکسان گذرد

گاه در وصل و گهی در غم هجران گذرد

از دم من چو دم صبح شود آتشبار

هر نسیمی که بر اطراف گلستان گذرد

گر به گوشش برسد ناله من، نیست عجب

بار همواره بر اطراف سپاهان گذرد

عالمی بهر نثارش همه جانها بر کف

آه ازان لحظه که آن سرو خرامان گذرد

برسان سلسله یکبار به دستم، تا چند

در خم زلف توام عمر پریشان گذرد

گرنه از صبر هزاران سخن آرم در پیش

ناوک غمزه او آید و از جان گذرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۵۲چشم گردنده او با همه کس می گردد
  2. شمارهٔ ۷۵۳ای که از خاک درت دیده منور گردد
  3. شمارهٔ ۷۵۴هر کسی سبزه و صحرا و گلستان خواهد
  4. شمارهٔ ۷۵۵سرو در باغ اگر همچو تو موزون خیزد
  5. شمارهٔ ۷۵۶زلف تو زان گره سخت که بر جانم زد
  6. شمارهٔ ۷۵۷من به یار خود و اغیار به خود می‌پیچد
  7. شمارهٔ ۷۵۸نشدش دل که دمی پهلوی ما بنشیند
  8. شمارهٔ ۷۵۹اگر آن شاه دمی پیش گدا بنشیند
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.