پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۷۴۸

گر خم طره ز روی تو جدا خواهد شد

نام رخساره تو نام سما خواهد شد

جعد زنجیر نمای تو بلایی ست کز او

پای دل بسته به زنجیر بلا خواهد شد

زلف هم چون رسنت ماه سما را بگرفت

من ندانم که درین ماه چها خواهد شد

حاجت آن است که من بر در تو کشته شوم

هیچگه حاجت این خسته روا خواهد شد؟

زین کشاکش که تنت راست ببینی، خسرو

ناگهان بند ز بند تو جدا خواهد شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۵۰تو مپندار که دوران همه یکسان گذرد
  2. شمارهٔ ۷۵۱هر کسی گاه جوانی تگ و پویی دارد
  3. شمارهٔ ۷۵۲چشم گردنده او با همه کس می گردد
  4. شمارهٔ ۷۵۳ای که از خاک درت دیده منور گردد
  5. شمارهٔ ۷۵۴هر کسی سبزه و صحرا و گلستان خواهد
  6. شمارهٔ ۷۵۵سرو در باغ اگر همچو تو موزون خیزد
  7. شمارهٔ ۷۵۶زلف تو زان گره سخت که بر جانم زد
  8. شمارهٔ ۷۵۷من به یار خود و اغیار به خود می‌پیچد
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.