پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۷۷۲

یار باز آمد و بوی گل و ریحان آورد

خنده باغ مرا گریه هجران آورد

باز گلهای نو از درد کهن یادم داد

غنچه ها بر جگرم زخم چو پیکان آورد

فصل نوروز که آورد طرب بر همه خلق

چشم بد روز مرا موسم باران آورد

هر سحر باد که بر سینه من می گذرد

در چمن بوی کباب از پی مستان آورد

بوی آن گمشده خویش نمی یابم هیچ

زان چه سودم که صبا بوی گلستان آورد

به چه کار آید بی سرو خودم، گر چه بهار

سوی هر باغ بسی سرو خرامان آورد

نتوان زیست به جان دگران، گر چه صبا

جای خاشاک ز کوی تو همه جان آورد

باد یارب چو رقیب تو پریشان همه وقت

که ترا بر سر دلهای پریشان آورد

با چنان روزنی، ار بر دل خسرو صد تیر

بتوان خوردن و بر روی تو نتوان آورد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۷۴منم امروز حدیث تو و مهمانی چند
  2. شمارهٔ ۷۷۵باز بوی گل مرا دیوانه کرد
  3. شمارهٔ ۷۷۶باز یاد آن شبم دیوانه کرد
  4. شمارهٔ ۷۷۷باز زهره مطربی آغاز کرد
  5. شمارهٔ ۷۷۸روی خوبت آفت جانی نمود
  6. شمارهٔ ۷۷۹صبح چون از روی مشرق رو نمود
  7. شمارهٔ ۷۸۰ابروی مانند ماهش بنگرید
  8. شمارهٔ ۷۸۱خیمه نوروز بر صحرا زدند
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.