پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۷۶۷

چشم مست تو که دی بر من بیتاب افتاد

تو نیفگندی، از آلودگی خواب افتاد

غمزه تیز به پیرامن چشمش گویی

تیغ خون است که در مهچه قصاب افتاد

مشتبه می شود قبله ز رویت، چه کنم؟

که ز ابروی تو چشمم به دو محراب افتاد

دل به دریای جمال تو به بازی می گشت

عاقبت سوی زنخ رفت و به گرداب افتاد

کار من از پی زلف تو پس آمد، چه کنم؟

مثلم قصه شاگرد رسن تاب افتاد

زلف تو می نگذارد که ببینم رویت

یارب این شب ز کجا بر سر مهتاب افتاد؟

آب خسرو همه بر روی زمین ریخته شد

از چو تو یار که گردنده به دولاب افتاد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۶۹جان فدای پسرانی که نکورو باشند
  2. شمارهٔ ۷۷۰یار زیبای مرا باز به من بنمایید
  3. شمارهٔ ۷۷۱باز با خویش گهی هم سخنش خواهم دید
  4. شمارهٔ ۷۷۲یار باز آمد و بوی گل و ریحان آورد
  5. شمارهٔ ۷۷۳خم زلف تو که زنجیر جنون می خوانند
  6. شمارهٔ ۷۷۴منم امروز حدیث تو و مهمانی چند
  7. شمارهٔ ۷۷۵باز بوی گل مرا دیوانه کرد
  8. شمارهٔ ۷۷۶باز یاد آن شبم دیوانه کرد
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.