فهرست اشعار
- شمارهٔ ۶۰۱ گر نتوانم که با تو ساغر گیرم
- شمارهٔ ۶۰۲ د رعشق ز حیله ها که می پردازم
- شمارهٔ ۶۰۳ شمعم که چو خود را بغمت پردازم
- شمارهٔ ۶۰۴ چون کوس ز پرخاش بود آوازم
- شمارهٔ ۶۰۵ در مدح ملک چو نظم موزون سازم
- شمارهٔ ۶۰۶ آنشب که ز بر آتش غم سوزم
- شمارهٔ ۶۰۷ گفتم ز فراق جاودان می ترسم
- شمارهٔ ۶۰۸ از گردش چرخ بیخرد میترسم
- شمارهٔ ۶۰۹ پیوسته ز تو با دل پر خون باشم
- شمارهٔ ۶۱۰ یک دم که ز خدمتت جدا می باشم
- شمارهٔ ۶۱۱ بیمارم و زیر بار غم می باشم
- شمارهٔ ۶۱۲ عمری رخ یکدگر ندیدیم به چشم
- شمارهٔ ۶۱۳ بر چشم تو هرگه که مرا افتد چشم
- شمارهٔ ۶۱۴ در گریه چو با اشک ز بودن آید چشم
- شمارهٔ ۶۱۵ تا کرد بروی تو نظر مردم چشم
- شمارهٔ ۶۱۶ من دوش گشاده داشتم روزن چشم
- شمارهٔ ۶۱۷ ای من ز پیت بخون بپرورده دو چشم
- شمارهٔ ۶۱۸ ای من ز تواندوخته صد خرمن غم
- شمارهٔ ۶۱۹ از بس که جفا کند بت دلگسلم
- شمارهٔ ۶۲۰ از وصل سمنبران چنان شد حالم
- شمارهٔ ۶۲۱ در عشق تو گرچه شهره ام در عالم
- شمارهٔ ۶۲۲ گل گرچه ز حسن می نهد خار دلم
- شمارهٔ ۶۲۳ گفتی که بمه نگه کن انگار منم
- شمارهٔ ۶۲۴ در گوش تو گر جای نگیرد سخنم
- شمارهٔ ۶۲۵ در موج سرشک و عرق تب جانم
- شمارهٔ ۶۲۶ با آنکه چو شمع بر سر آمد جانم
- شمارهٔ ۶۲۷ گم گشت دل از برم، یقین می دانم
- شمارهٔ ۶۲۸ با روی تو شمع را کجا بنشانم؟
- شمارهٔ ۶۲۹ تا سوز تو از میان جان بنشانم
- شمارهٔ ۶۳۰ هر سرو که من ببوستان بنشانم
- شمارهٔ ۶۳۱ تا سوز تو از میان جان بنشانم
- شمارهٔ ۶۳۲ آن زلف خمیده را اگر راست کنم
- شمارهٔ ۶۳۳ از بهر دمی که با تو بر کار کنم
- شمارهٔ ۶۳۴ گرمن ز غمت حکایت آغاز کنم
- شمارهٔ ۶۳۵ اندر دل خود نقش تو پیدا نکنم
- شمارهٔ ۶۳۶ نه گفته بدی عهد مزور نکنم
- شمارهٔ ۶۳۷ می باز خورم و لیک مستی نکنم
- شمارهٔ ۶۳۸ روزی که چو اشک در کنارت بینم
- شمارهٔ ۶۳۹ هر شب ز غمت تازه عذابی بینم
- شمارهٔ ۶۴۰ از دیده فرو باری، اگر آب شوم
- شمارهٔ ۶۴۱ در حق خود از تو صد سخن می شنوم
- شمارهٔ ۶۴۲ از خطّ تو شد بنفشه را پشت بخم
- شمارهٔ ۶۴۳ در سنبل او شکست و تاب است بهم
- شمارهٔ ۶۴۴ سر در سر خاک آستان تو نهم
- شمارهٔ ۶۴۵ انگشتریت بر دل خود کامه نهم
- شمارهٔ ۶۴۶ از ضعف اگر کام ز هم بگشایم
- شمارهٔ ۶۴۷ دور از تو اگر لب بنفس بگشایم
- شمارهٔ ۶۴۸ ما مهر تو بر میان جان دوخته ایم
- شمارهٔ ۶۴۹ بی آنکه مراد خویش حاصل کردیم
- شمارهٔ ۶۵۰ دیشب من و صبح از غمت دم نزدیم
- شمارهٔ ۶۵۱ هر گاه که کار وصل در هم بندیم
- شمارهٔ ۶۵۲ چشم تو کزو در هوس یک نظریم
- شمارهٔ ۶۵۳ در هجر تو من ز شمع افزون گریم
- شمارهٔ ۶۵۴ تا کی چو حدیث در زبانت گیریم ؟
- شمارهٔ ۶۵۵ دل گفت که روزی که قدح کش باشیم
- شمارهٔ ۶۵۶ در دولت وصلت ارزبیکارانم
- شمارهٔ ۶۵۷ پیوسته جونای بر دهن می زنیم
- شمارهٔ ۶۵۸ تا کی ورق عمر بهم در شکنیم
- شمارهٔ ۶۵۹ وقتست که قصد عالم پاک کنیم
- شمارهٔ ۶۶۰ از بهر چه عیش آشکارا نکنیم
متن اشعار به نقل از گنجور.