فهرست اشعار
- بخش ۱ - الله سبحانه هوالبرالودود لله الحمد قبل کل کلام
- بخش ۲ - اشارت به تنزیه و تقدس حضرت حق سبحانه و تعالی جل من لااله الا هو
- بخش ۳ - در بیان آنکه حقیقت حضرت حق سبحانه و تعالی هستی ساذج است و وجود مطلق دوربینان بارگاه الست
- بخش ۴ - اشارت به معنی تنزیه که متقضای عقل و تشبیه که موجب سمع است با تنبیه بر آنکه کمال در مرتبه جمع است وصف حق حق به خود تواند گفت
- بخش ۵ - مناجات در تضرع و ابتهال به حضرت ذوالجلال والافضال جل جلاله و عم نواله ای ظهور تو با بطون دمساز
- بخش ۶ - در نعت سیدالمرسلین و خاتم النبیین علیه من الصلوات الفضلها و من التحیات اکلمها جامی از گفتگو ببند زبان
- بخش ۷ - در خطاب زمین بوس حضرتی که نقش خاتم نبوتش خاتم النبیین است و طراز خلعت رسالتش سیدالمرسلین صلی الله علیه و آله و سلم ای دل و دیده خاک نعلینت
- بخش ۸ - گفتار در اظهار دولتخواهی و مدحت گزاری حضرت خلافت پناهی سلطنت شعاری خلدالله تعالی ملکه و سلطانه و علا امره و شأنه حق چو داد از پی اطیعواالله
- بخش ۹ - خطاب زمین بوس با ترغیب در رعایت رعایا و شفقت بر عموم برایا ای به شاهی بلند آوازه
- بخش ۱۰ - قصه شفقت ورزیدن موسی علیه السلام و بره گریخته را به دوش کشیدن و از گلیم شبانی به خلعت کلیمی رسیدن روزی از روزها کلیم خدا
- بخش ۱۱ - در بیان آنکه حکمت در وجود پادشاه صاحب جلالت حکمت است به موجب راستی و عدالت چیست دانی به زیر چرخ اثیر
- بخش ۱۲ - در صفت عدل و نصفت چیست عدل آنکه بگذری ز فضول
- بخش ۱۳ - در بیان آنکه طمع را که از جمله آفات است با منقبت معدلت منافات است هر که را دل به عدل شد مایل
- بخش ۱۴ - پند مأمون به فرزند خویش با پسر گفت یک شبی مأمون
- بخش ۱۵ - قطع اطناب اطناب و ختم بر دعای استجابت ماب جامی اطناب در سخن نه سزاست
- بخش ۱۶ - گفتار در ترغیب مسترشدان آگاه بر مداومت کلمه طیبه لااله الاالله که مفتاح گنج سعادت و مصباح کنج عبادت است ای کشیده به کلک وهم و خیال
- بخش ۱۷ - اشارت به آنکه گفته اند الصوفی کاین باین هر که حق داد نور معرفتش
- بخش ۱۸ - اشارت به ذکر خفیه که گفته اند لایطلع علیه ملک فیکتبه و لا نفس فتعجب به ذکر گنج است و گنج پنهان به
- بخش ۱۹ - در کشف و اظهار آنکه در نفس کلمه طیبه لااله الاالله اشارتی هست به ستر و اخفای آن حرفها را به وقت نطق و بیان
- بخش ۲۰ - اشارت به آنکه در ترکیب و ترتیب حروف کلمه طیبه اشعاری هست به ستر توحید که مفهوم و مضمون آنست نیست لا اله الا الله
- بخش ۲۱ - قال بعض کبراء العارفین قدس سره معنی لااله الاالله ان لا شی ء مما یدعی الها غیرالله معنی لااله الاالله
- بخش ۲۲ - در مذمت آنان که به جهت اجتماع عوام و استجلاب منافع معاش از ایشان مجالس آرایند و به سبیل جهر و اعلان به ذکر حق سبحانه و تعالی اشتغال نمایند می زند شیخ ما ز شور و شغب
- بخش ۲۳ - تمثیل مرده لوزینه پز چو از کینه
- بخش ۲۴ - در بیان فرق میان رقص ارباب نقص و حال اهل کمال رقص ناقص به سوی نقص بود
- بخش ۲۵ - تمثیل جغد مسکین نشسته پهلوی باز
- بخش ۲۶ - در ذکر قلبی آنان که دم از ذکر قلبی زنند و بر خود علامات آن نصب کرده آن را از قبیل ذکر خفیه شمارند و ندانند که آن نیز حکم ذکر جهر دارد بلکه ذکر جهر نیز از آن بهتر است زیرا که در ذکر جهر اصل ذکر متحقق است و احتمال غیر آن ندارد به خلاف ذکر خفیه وان دگر شیخ پیش خلق جهان
- بخش ۲۷ - حکایت آن غوری که در مناره پنهان شده بود و فریاد می کرد که مرا مجویید که من اینجا نیستم روستایی ز دست باران جست
- بخش ۲۸ - در بیان آنکه آنچه گذشت مذمت ذکر سر و جهر نیست بلکه مذمت جماعتی است که آن را وسیله لذات جسمانی و شهوات نفسانی ساخته اند آنچه کردم بیان درین گفتار
- بخش ۲۹ - در بیان آنکه از خودی خود رستن و از عجب و ریا خلاص شدن جز در خدمت پیر صاحب تصرف دست ندهد آن زمان از ریا و عجب رهی
- بخش ۳۰ - در بیان معنی رباعی که منسوب است به یکی از سلسه خانواده خواجگان ماوراء النهر قدس الله اسرارهم با هر که نشستی و نشد جمع دلت
- بخش ۳۱ - در ترغیب مطالب بر مراقبه که عبارت است از نسیان رؤیة المخلوق بدوام النظر الی الخالق بنسیان رؤیة المخلوق یعنی رونده راه می باید که دائما ناظر جناب احدیت باشد و رقم نسیان و نیستی و فنا بر ناصیه جمیع مخلوقات کشد سر مقصود را مراقبه کن
- بخش ۳۲ - حضرت خواجه بزرگ بهاء الحق و الدین المعروف به نقشبند قدس سره می فرمودند که دوام مراقبه نادر است و از این طایفه اندکی کسب آن کرده اند و ما به طریق حصول آن را یافته ایم که مخالف نفس است خواجه نقشبند بند گشای
- بخش ۳۳ - ملاقات پیر کار دیده با جوان نورسیده شد جوانی ز سالکان طریق
- بخش ۳۴ - در بیان آنکه حضرت خواجه بزرگوار قدس سره می فرمودند که بنای کار را به نفس می باید کرد چنانکه اشتغال به وظیفه و زمان حال از تذکر ماضی و تفکر در مستقبل را مشغول گرداند و نفس را مگذارد که ضایع گذرد خواجه پاک دین پاک نفس
- بخش ۳۵ - امام شافعی گفت عمری گرد صوفیه گردیدم از ایشان دو سخن پسندیده شنیدم. یکی آنکه الوقت سیف قاطع و دیگر آنکه ان من العصمة ان لا تقدر شاه دین شافعی مطلبی
- بخش ۳۶ - در بیان سخن آن عارف که گفت دوستان همه عالم دشمنند و همه دشمنان دوستند عارفی گفت هر که یارم شد
- بخش ۳۷ - در شرح حدیث اعدی عدوک نفسک التی بین جنبیک هم به هر قبه ای تو را روییست
- بخش ۳۸ - در بیان معنی ان من العصمة ان لایقدر آن دگر نکته را که کرد ادا
- بخش ۳۹ - در بیان آنکه در کلام سابق مذکور شد منافی اثبات اختیار آدمی نیست و در تحقیق معنی اختیار و جبر نبرد فعل را چه خیر و چه شر
- بخش ۴۰ - در بیان جواب از سؤالی که چون بنده مختار در اختیار خود مجبور باشد اختیار وی به جبر راجع شود پس حکمت تکلیف وی به اوامر و نواهی چه باشد گر تو گویی چو بنده مامور
- بخش ۴۱ - حکایت بر سبیل تمثیل داشت پور سبکتگین دو غلام
- بخش ۴۲ - امتحان کردن شاه آن دو غلام را شاه روزی به اتفاق شکار
- بخش ۴۳ - سرعت نمودن غلام مقبول به انقیاد امر پادشاه و تبری کردن او از حول و قوت خویش آن یکی چست از زمین برجست
- بخش ۴۴ - ابا کردن غلام دیگر از امتثال فرمان پادشاه شاه چون اضطراب او می دید
- بخش ۴۵ - بیان فرمودن پاشاه که مقصود از این امر اتیان بفعل مأمور به بود بلکه غرض آن بود که آنچه در سرشت شماست از انقیاد و عناد ظاهر شود چون گذشت از حد آن جحود و عناد
- بخش ۴۶ - اشارت به آنکه امر دو قسم است ایجادی و ایجابی بر دو قسم است امر اگر یابی
- بخش ۴۷ - سؤال غلام گناهکار از شاه گردون اقتدار گفت شاها چو نهی و امر از توست
- بخش ۴۸ - جواب پادشاه از سؤال غلام گفت بر عارفان بود معلوم
- بخش ۴۹ - سؤال دیگر از زبان غلام گفت شاها چو فیض جود تو داد
- بخش ۵۰ - جواب گفت اعیان همه صفات مرا
- بخش ۵۱ - سؤال دیگر گفت شاها چو فعل و نیت من
- بخش ۵۲ - جواب آن گفت هر جا شد این شناسایی
- بخش ۵۳ - مخاطبة مع المکاشفین بسر القدر ای مکاشف شده به سر قدر
- بخش ۵۴ - اشارة الی ما قاله بعض کبراء العارفین فی معنی قوله تعالی «یا ایها الناس اتقوا ربکم » الایة ان الامر ذم و حمد فکونوا وقایته فی الذم واجعلوه وقایتکم فی الحمد تکونوا ادباء عالمین متقی نفس خویش را چو شناخت
- بخش ۵۵ - اشارة الی قوله تعالی حکایة عن الخلیل علیه السلام و اذا مرضت فهو یشفین به هدایت سرای قرآن آی
- بخش ۵۶ - تحریض علی طلب الادب و تحریض علی ادب الطلب اَدِّبوا النَّفْسَ اَیُّها الْاَصْحاب
- بخش ۵۷ - قصه گریستن شاعری که قصیده غرا به حضرت شاه خواند و هیچ کس تحسین نکرد جز جاهلی که به اسالیب سخن عارف نبود شاعری در سخنوری ساحر
- بخش ۵۸ - حکایت آن . . . که یکی از فضلا التماس کرد که علی را تعریف کن و پرسیدن آن فاضل که کدام علی را آن علی را که معتقد توست یا آن علی را که معتقد ماست آن یکی پیش عالمی فاضل
- بخش ۵۹ - در بیان آنکه اکثر خلق عالم روی پرستش در موهوم و مخیل خود دارند خلق عالم همه درین کارند
- بخش ۶۰ - اشارة الی تفسیر قوله تعالی فاینما تولوا فثم وجه الله از نبی اینما تولوا خوان
متن اشعار به نقل از گنجور.