پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

دفتر اول

بخش ۲۸ - در بیان آنکه آنچه گذشت مذمت ذکر سر و جهر نیست بلکه مذمت جماعتی است که آن را وسیله لذات جسمانی و شهوات نفسانی ساخته اند

آنچه کردم بیان درین گفتار

نیست بر ذکر سر و جهر انکار

غیر ذکر خدا چه سر و چه جهر

نیست دل را نصیب و جان را بهر

هست انکار من بر آنکه کسی

سازد آن را وسیله هوسی

خویش را ز اهل حق کند به دروغ

تا ستاند بهای تره و دوغ

زیر پای آورد کتاب خدای

تا نهد شیشه شراب به جای

عشر زرین بدزدد از مصحف

تا کند زیب چنگ و زیور دف

سازد از نیزه حسین درفش

تا به پای یزید دوزد کفش

خود نزیبد ز مردم دانا

جز برای خدای ذکر خدا

زیرک هوشمند نقد نفیس

کی پسندد طفیل جنس خسیس

هر که از بود خویش یافت خلاص

شد مشرف به خلعت اخلاص

چون ز اخلاص گشت دولتمند

ذکر او خواه پست و خواه بلند

وان که در مانده وجود خود است

صید دام شقاوت ابد است

سر او جهر او تمام ریاست

وز ریاگر برست عجب به جاست

ادامه‌ی دفتر اول

  1. بخش ۳۰ - در بیان معنی رباعی که منسوب است به یکی از سلسه خانواده خواجگان ماوراء النهر قدس الله اسرارهمبا هر که نشستی و نشد جمع دلت
  2. بخش ۳۱ - در ترغیب مطالب بر مراقبه که عبارت است از نسیان رؤیة المخلوق بدوام النظر الی الخالق بنسیان رؤیة المخلوق یعنی رونده راه می باید که دائما ناظر جناب احدیت باشد و رقم نسیان و نیستی و فنا بر ناصیه جمیع مخلوقات کشدسر مقصود را مراقبه کن
  3. بخش ۳۲ - حضرت خواجه بزرگ بهاء الحق و الدین المعروف به نقشبند قدس سره می فرمودند که دوام مراقبه نادر است و از این طایفه اندکی کسب آن کرده اند و ما به طریق حصول آن را یافته ایم که مخالف نفس استخواجه نقشبند بند گشای
  4. بخش ۳۳ - ملاقات پیر کار دیده با جوان نورسیدهشد جوانی ز سالکان طریق
  5. بخش ۳۴ - در بیان آنکه حضرت خواجه بزرگوار قدس سره می فرمودند که بنای کار را به نفس می باید کرد چنانکه اشتغال به وظیفه و زمان حال از تذکر ماضی و تفکر در مستقبل را مشغول گرداند و نفس را مگذارد که ضایع گذردخواجه پاک دین پاک نفس
  6. بخش ۳۵ - امام شافعی گفت عمری گرد صوفیه گردیدم از ایشان دو سخن پسندیده شنیدم. یکی آنکه الوقت سیف قاطع و دیگر آنکه ان من العصمة ان لا تقدرشاه دین شافعی مطلبی
  7. بخش ۳۶ - در بیان سخن آن عارف که گفت دوستان همه عالم دشمنند و همه دشمنان دوستندعارفی گفت هر که یارم شد
  8. بخش ۳۷ - در شرح حدیث اعدی عدوک نفسک التی بین جنبیکهم به هر قبه ای تو را روییست
همه‌ی دفتر اول ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.