پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

دفتر اول

بخش ۳۶ - در بیان سخن آن عارف که گفت دوستان همه عالم دشمنند و همه دشمنان دوستند

عارفی گفت هر که یارم شد

خصم جان امیدوارم شد

جوهر من مناسب خود یافت

رویم از حق به جانب خود تافت

مرد حق زان که را بتر داند

که دلش را ز حق بگرداند

وان که با من ز دشمنی زد دم

دوستدار من اوست در عالم

رویم از خود بتافت در حق کرد

قبله ام وجه حق مطلق کرد

که ازان به به پیش عاشق زار

که کند روی او به جانب یار

دشمنان خدا به مذهب من

دوستانند و دوستان دشمن

تا تو در بند نفس وسواسی

دشمن خود ز دوست نشناسی

نیست بر رهروان ستمگاره

هیچ دشمن ز نفس اماره

ادامه‌ی دفتر اول

  1. بخش ۳۸ - در بیان معنی ان من العصمة ان لایقدرآن دگر نکته را که کرد ادا
  2. بخش ۳۹ - در بیان آنکه در کلام سابق مذکور شد منافی اثبات اختیار آدمی نیست و در تحقیق معنی اختیار و جبرنبرد فعل را چه خیر و چه شر
  3. بخش ۴۰ - در بیان جواب از سؤالی که چون بنده مختار در اختیار خود مجبور باشد اختیار وی به جبر راجع شود پس حکمت تکلیف وی به اوامر و نواهی چه باشدگر تو گویی چو بنده مامور
  4. بخش ۴۱ - حکایت بر سبیل تمثیلداشت پور سبکتگین دو غلام
  5. بخش ۴۲ - امتحان کردن شاه آن دو غلام راشاه روزی به اتفاق شکار
  6. بخش ۴۳ - سرعت نمودن غلام مقبول به انقیاد امر پادشاه و تبری کردن او از حول و قوت خویشآن یکی چست از زمین برجست
  7. بخش ۴۴ - ابا کردن غلام دیگر از امتثال فرمان پادشاهشاه چون اضطراب او می دید
  8. بخش ۴۵ - بیان فرمودن پاشاه که مقصود از این امر اتیان بفعل مأمور به بود بلکه غرض آن بود که آنچه در سرشت شماست از انقیاد و عناد ظاهر شودچون گذشت از حد آن جحود و عناد
همه‌ی دفتر اول ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.