پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

دفتر اول

بخش ۴۲ - امتحان کردن شاه آن دو غلام را

شاه روزی به اتفاق شکار

خیمه بر بیشه زد ز شهر و دیار

زانکه جز در شکار نتوان کرد

ورزش کارزار و جنگ و نبرد

کار ارباب ملک بازی نیست

بازی آیین سرفرازی نیست

شغل اهل خرد نه لهو بود

ور بود سهل بلکه سهو بود

شرزه شیری ز بیشه غره کشید

که یلان را ز بیم زهره درید

آمد و بر کنار بیشه نشست

بر همه رهگذار بیشه ببست

شاه گفتا که وقت شد بی شک

که زنم آن دو نقد را به محک

سیم و زر تا نیوفتد به گداز

سره از قلب کی شود ممتاز

هر دو را پیش خواند و پیش نشاند

سخن شیر پیش ایشان راند

گفت خیزید و سازکار کنید

با وی آهنگ کارزار کنید

ادامه‌ی دفتر اول

  1. بخش ۴۴ - ابا کردن غلام دیگر از امتثال فرمان پادشاهشاه چون اضطراب او می دید
  2. بخش ۴۵ - بیان فرمودن پاشاه که مقصود از این امر اتیان بفعل مأمور به بود بلکه غرض آن بود که آنچه در سرشت شماست از انقیاد و عناد ظاهر شودچون گذشت از حد آن جحود و عناد
  3. بخش ۴۶ - اشارت به آنکه امر دو قسم است ایجادی و ایجابیبر دو قسم است امر اگر یابی
  4. بخش ۴۷ - سؤال غلام گناهکار از شاه گردون اقتدارگفت شاها چو نهی و امر از توست
  5. بخش ۴۸ - جواب پادشاه از سؤال غلامگفت بر عارفان بود معلوم
  6. بخش ۴۹ - سؤال دیگر از زبان غلامگفت شاها چو فیض جود تو داد
  7. بخش ۵۰ - جوابگفت اعیان همه صفات مرا
  8. بخش ۵۱ - سؤال دیگرگفت شاها چو فعل و نیت من
همه‌ی دفتر اول ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.