پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

دفتر اول

بخش ۴۸ - جواب پادشاه از سؤال غلام

گفت بر عارفان بود معلوم

که شما حاکمید و من و محکوم

هر چه ظاهر ز زین و شین شماست

موجب مقتضای عین شماست

هر چه عین شما تقاضا کرد

فیض جود من آن هویدا کرد

زید چون بر لسان استعداد

پیش جودم در سؤال گشاد

امر تکلیف خویش خواست نخست

مطلبش شد چنانکه خواست درست

بعد ازان رو به جست و جو آورد

میل فعل مکلف به کرد

دادمش باز هر چه کرد طلب

کردمش مؤمن مطیع لقب

کرد آن اقتضا حقیقت عمرو

که مکلف شود به نهی و به امر

چون ز تکلیف کار او شد راست

ترک فعل مکلف به خواست

وقت آن چون به ترک شد معروف

شد به عصیان و سرکشی موصوف

هر چه ظاهر ز جمله اعیان است

سر به سر مقتضای ایشان است

این بود سر آنکه در محشر

چون شود آشکار سر قدر

هر که باشد ز اهل نفس و نفس

نفس خود را کند ملامت و بس

همه بر نفس خویشتن مویند

همه با نفس خویشتن گویند

جز تو ننهاد کس به راه تو فخ

بل یداک اوکتا و فوک نفخ

ادامه‌ی دفتر اول

  1. بخش ۵۰ - جوابگفت اعیان همه صفات مرا
  2. بخش ۵۱ - سؤال دیگرگفت شاها چو فعل و نیت من
  3. بخش ۵۲ - جواب آنگفت هر جا شد این شناسایی
  4. بخش ۵۳ - مخاطبة مع المکاشفین بسر القدرای مکاشف شده به سر قدر
  5. بخش ۵۴ - اشارة الی ما قاله بعض کبراء العارفین فی معنی قوله تعالی «یا ایها الناس اتقوا ربکم » الایة ان الامر ذم و حمد فکونوا وقایته فی الذم واجعلوه وقایتکم فی الحمد تکونوا ادباء عالمینمتقی نفس خویش را چو شناخت
  6. بخش ۵۵ - اشارة الی قوله تعالی حکایة عن الخلیل علیه السلام و اذا مرضت فهو یشفینبه هدایت سرای قرآن آی
  7. بخش ۵۶ - تحریض علی طلب الادب و تحریض علی ادب الطلباَدِّبوا النَّفْسَ اَیُّها الْاَصْحاب
  8. بخش ۵۷ - قصه گریستن شاعری که قصیده غرا به حضرت شاه خواند و هیچ کس تحسین نکرد جز جاهلی که به اسالیب سخن عارف نبودشاعری در سخنوری ساحر
همه‌ی دفتر اول ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.