پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

دفتر اول

بخش ۵۴ - اشارة الی ما قاله بعض کبراء العارفین فی معنی قوله تعالی «یا ایها الناس اتقوا ربکم » الایة ان الامر ذم و حمد فکونوا وقایته فی الذم واجعلوه وقایتکم فی الحمد تکونوا ادباء عالمین

متقی نفس خویش را چو شناخت

در شرورش وقایه حق ساخت

سپری شد به پیش حق که مدام

دارد او را نگه ز تیر ملام

هر چه آمد ز جنس نقصان پیش

داشت مسند به نفس ناقص خویش

گرچه در کیش صاحب تفرید

آن تقاضا همی کند توحید

که همه فعل ها چه زشت و چه خوب

بی وسایط به حق بود منسوب

لیک از آنجا که شیوه ادب است

نسبت فعل شر به حق عجب است

همچنین از مقوله افعال

هر چه دید از قبیل خیر و کمال

ساخت خاطر تهی ز وایه خویش

کرد حق را در آن وقایه خویش

نزد از نفس و فعل نفس نطق

داشت بی واسطه مضاف به حق

تا نیفتد در آن فساد و خلل

از ظهور و غرور نفس دغل

نزند سر ریا و عجب ازوی

گرددش نامه رعونت طی

ادامه‌ی دفتر اول

  1. بخش ۵۶ - تحریض علی طلب الادب و تحریض علی ادب الطلباَدِّبوا النَّفْسَ اَیُّها الْاَصْحاب
  2. بخش ۵۷ - قصه گریستن شاعری که قصیده غرا به حضرت شاه خواند و هیچ کس تحسین نکرد جز جاهلی که به اسالیب سخن عارف نبودشاعری در سخنوری ساحر
  3. بخش ۵۸ - حکایت آن . . . که یکی از فضلا التماس کرد که علی را تعریف کن و پرسیدن آن فاضل که کدام علی را آن علی را که معتقد توست یا آن علی را که معتقد ماستآن یکی پیش عالمی فاضل
  4. بخش ۵۹ - در بیان آنکه اکثر خلق عالم روی پرستش در موهوم و مخیل خود دارندخلق عالم همه درین کارند
  5. بخش ۶۰ - اشارة الی تفسیر قوله تعالی فاینما تولوا فثم وجه اللهاز نبی اینما تولوا خوان
  6. بخش ۶۱ - در بیان آنکه ملازمت مصلی مر شطر مسجد حرام را بنا به انقیاد امر حق و اتباع شریعت اوست و الا هویت حق سبحانه چنانکه در قبله مصلی هست در جمیع جهات هستگر مصلی کند به وقت صلاة
  7. بخش ۶۲ - در بیان آنکه در جهت بودن حق سبحانه و تعالی به اعتبار تنزل است به مرتبه جسم و جسمانیات و الا من حیث هو مبراست از جمیع امکنه و جهاتچون نه جسم است حق نه جسمانی
  8. بخش ۶۳ - در بیان آنکه تسبیح موجودات به لسان حال می باشد چنانکه گذشت و ارباب کشف و نظر در آن متفقند و به زبان مقال نیز می باشد چنانکه اصحاب کشف و عیان بدان قایلند و در احادیث نیز واقع استحمد تسبیح حق بدین قانون
همه‌ی دفتر اول ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.