پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

دفتر اول

بخش ۵۹ - در بیان آنکه اکثر خلق عالم روی پرستش در موهوم و مخیل خود دارند

خلق عالم همه درین کارند

رو به وهم و خیال خود دارند

همه اندر خداپرستی فاش

لیکن آزر صفت خدای تراش

هر کسی بر امید بهبودی

بسته با خود خیال معبودی

روی تعظیم خود در او کرده

مهر او در درونه پرورده

به عبادت اگر چه مشغول است

عابد آن اله مجعول است

روز حشر که بر عموم بشر

حق تجلی کند به جمله صور

آن تجلی ز حضرت احدش

نبود جز به وفق معتقدش

جز در آن صورت ار شود ظاهر

گردد آن را ز جاهلی منکر

چون تجلی که در معاد بود

همه بر طبق اعتقاد بود

مکن او را به اعتقادی خاص

شو ز قید هر اعتقاد خلاص

نیست حصری خدای را و حدی

که مقید شود به معتقدی

تخته خامه عقاید باش

در همه صورتش مشاهد باش

شو هیولای جمله معتقدات

بو که یابی ز قید و حصر نجات

ادامه‌ی دفتر اول

  1. بخش ۶۱ - در بیان آنکه ملازمت مصلی مر شطر مسجد حرام را بنا به انقیاد امر حق و اتباع شریعت اوست و الا هویت حق سبحانه چنانکه در قبله مصلی هست در جمیع جهات هستگر مصلی کند به وقت صلاة
  2. بخش ۶۲ - در بیان آنکه در جهت بودن حق سبحانه و تعالی به اعتبار تنزل است به مرتبه جسم و جسمانیات و الا من حیث هو مبراست از جمیع امکنه و جهاتچون نه جسم است حق نه جسمانی
  3. بخش ۶۳ - در بیان آنکه تسبیح موجودات به لسان حال می باشد چنانکه گذشت و ارباب کشف و نظر در آن متفقند و به زبان مقال نیز می باشد چنانکه اصحاب کشف و عیان بدان قایلند و در احادیث نیز واقع استحمد تسبیح حق بدین قانون
  4. بخش ۶۴ - در بیان معنی کلام و بیان مراتب و اقسام آن و بیان آنکه کدام قدیم است و کدام حادث و بیان آنکه کلام جمادات و نباتات از کدام قبیل استگرچه آمد بسیط اصل کلام
  5. بخش ۶۵ - در ذکر حال طایفه دیگر از بی ادبان در احکام الهی و ادب نبوی چیزها می افزایند به مقتضای طبع و هوای خویشدیگری زان فریق گویم کیست
  6. بخش ۶۶ - حکایت ساده دلی که در خواب دزد جامه ها و دستارش ببرد و ازارش گذاشت و او ازار از پای کشید و در سر بست تا سرش برهنه نباشدابلهی رخت خود به خواب سپرد
  7. بخش ۶۷ - در وسوسه نماز و نیت برای کسب جمعیتسوی وسواس او گراید دیو
  8. بخش ۶۸ - حکایت شیخ محقق با مرید موسوسراهدانی مرید خود را دید
همه‌ی دفتر اول ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.