پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

دفتر اول

بخش ۶۰ - اشارة الی تفسیر قوله تعالی فاینما تولوا فثم وجه الله

از نبی اینما تولوا خوان

ثم وجه اللاه ش متمم دان

یعنی آن سو که روی قصد آری

تا حق بندگیش بگزاری

وجه حق کان بود حقیقت او

باشد آنجا به سوی او کن رو

هیچ جا را نکرد استثنا

پس بود عین حق عیان همه جا

عارف حق شناس را باید

که به هر سو که دیده بگشاید

بیند آنجا جمال حق پیدا

نگسلد از جمال حق قطعا

رو به هر چیز کاورد هر دم

در فضای حوایج عالم

هیچ شغلی حجاب او نشود

پرده آفتاب او نشود

در حوایج خدای را بیند

جز شهود خدای نگزیند

زانکه معلوم بنده نیست که کی

به سر آید حیات فانی وی

دم آخر کسی کز اهل جهان

داد بر هیأت مشاهده جان

چون برآرد سر از نشمین خاک

چشم و جانش بود به حضرت پاک

وان کزین منزل خراب گشت

لیک با ظلمت حجاب گذشت

خیزد از قبر تیره خوار و خجل

پشت بر آفتاب و رو در ظل

تا ابد مایل هوا و هوس

ناکس الرأس ماند آن ناکس

ادامه‌ی دفتر اول

  1. بخش ۶۲ - در بیان آنکه در جهت بودن حق سبحانه و تعالی به اعتبار تنزل است به مرتبه جسم و جسمانیات و الا من حیث هو مبراست از جمیع امکنه و جهاتچون نه جسم است حق نه جسمانی
  2. بخش ۶۳ - در بیان آنکه تسبیح موجودات به لسان حال می باشد چنانکه گذشت و ارباب کشف و نظر در آن متفقند و به زبان مقال نیز می باشد چنانکه اصحاب کشف و عیان بدان قایلند و در احادیث نیز واقع استحمد تسبیح حق بدین قانون
  3. بخش ۶۴ - در بیان معنی کلام و بیان مراتب و اقسام آن و بیان آنکه کدام قدیم است و کدام حادث و بیان آنکه کلام جمادات و نباتات از کدام قبیل استگرچه آمد بسیط اصل کلام
  4. بخش ۶۵ - در ذکر حال طایفه دیگر از بی ادبان در احکام الهی و ادب نبوی چیزها می افزایند به مقتضای طبع و هوای خویشدیگری زان فریق گویم کیست
  5. بخش ۶۶ - حکایت ساده دلی که در خواب دزد جامه ها و دستارش ببرد و ازارش گذاشت و او ازار از پای کشید و در سر بست تا سرش برهنه نباشدابلهی رخت خود به خواب سپرد
  6. بخش ۶۷ - در وسوسه نماز و نیت برای کسب جمعیتسوی وسواس او گراید دیو
  7. بخش ۶۸ - حکایت شیخ محقق با مرید موسوسراهدانی مرید خود را دید
  8. بخش ۶۹ - در ذکر اصحاب تفرقه علی طبقاتهمخدمت مولوی چه صبح و شام
همه‌ی دفتر اول ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.