پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

دفتر اول

بخش ۶۴ - در بیان معنی کلام و بیان مراتب و اقسام آن و بیان آنکه کدام قدیم است و کدام حادث و بیان آنکه کلام جمادات و نباتات از کدام قبیل است

گرچه آمد بسیط اصل کلام

باشد آن را مراتب و اقسام

هست اصل بسیط آن ز صفات

ز صفاتی که هست لازم ذات

حق تعالی حقایق اسرار

چون کند بهر قایلان اظهار

صفتی را که هست مبداء آن

کرده نامش کلام اهل لسان

پیش آن کو بود به علم علم

این کلام است متصف به قدم

باشد آری به حکم عقل سلیم

صفت ذات همچو ذات قدیم

گاهی آن بی توسط گفتار

آید اندر مراتب و اطوار

چون دلالات جمله موجودات

بر کمال صفات و وحدت ذات

گاهی اندر لباس لفظ و حروف

که مر او را قوالبند و ظروف

وین دو قسم است زانکه حرف و مقال

یا به حس مدرک است یا به خیال

آنچه مدرک همی شود به حواس

ظاهر آمد به پیش عقل و قیاس

وانچه باشد حواس ازان قاصر

هست بر اهل کشف بس ظاهر

موطنش عالم مثال بود

آلت سمع آن خیال بود

گردد از سمع باطن آن مفهوم

سمع ظاهر بود ازان محروم

گفت و گوی فرشتگان با هم

باشد از حرف و صوت آن عالم

هر ملک را در او مثالی هست

که دهدشان در آن مقالی دست

متجسد شود در او ارواح

متروح شود در او شباح

هر چه آید فرو ز عالم جان

قالبی باشدش در آن میدان

وانچه بالا رود ز عالم گل

صورتی یابد اندر آن منزل

وحی تنزیل و رؤیت جبریل

هست احکام آن جهان بی قیل

نطق و تسبیح کز جماد و نبات

بشنوی یا ز عجم حیوانات

همه هست از خواص آن عالم

سمع و حس نیست اندر آن محرم

هر که را شد گشاده راه خیال

اندر آن عالمش دهند مجال

کانچه باشد شنیدنی شنود

رغم محجوب را بدان گرود

وانچه باشد ز دیدنی بیند

دامن از منکر دنی چیند

نسبت این جهان به آن چون است

از حد عقل و فهم بیرون است

گفت شارع کحلقت تلقی

فی فلات بعیدة الأرجا

شرح آن را کسی چه سان سنجد

نیست زانسان که در بیان گنجد

چون سخن را کشید رشته دراز

به سر رشته باید آمد باز

بود سر رشته ذکر بی ادبان

از پی عبرت ادب طلبان

ادامه‌ی دفتر اول

  1. بخش ۶۶ - حکایت ساده دلی که در خواب دزد جامه ها و دستارش ببرد و ازارش گذاشت و او ازار از پای کشید و در سر بست تا سرش برهنه نباشدابلهی رخت خود به خواب سپرد
  2. بخش ۶۷ - در وسوسه نماز و نیت برای کسب جمعیتسوی وسواس او گراید دیو
  3. بخش ۶۸ - حکایت شیخ محقق با مرید موسوسراهدانی مرید خود را دید
  4. بخش ۶۹ - در ذکر اصحاب تفرقه علی طبقاتهمخدمت مولوی چه صبح و شام
  5. بخش ۷۰ - تمثیلبه رهی تیز می گذشت کسی
  6. بخش ۷۱ - در بیان آنکه انصاف به عیب خود پرداختن است و نظر به عیب دیگران نه انداختنجامی این وعظ و تلخگویی چند
  7. بخش ۷۲ - انتقال از نکوهش شعر و سخنوری به مذمت شعرای روزگارشعر در نفس خویشتن بد نیست
  8. بخش ۷۳ - حکایت بر سبیل تمثیلدو سفیه زبان به هرزه گشای
همه‌ی دفتر اول ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.