پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

دفتر اول

بخش ۶۲ - در بیان آنکه در جهت بودن حق سبحانه و تعالی به اعتبار تنزل است به مرتبه جسم و جسمانیات و الا من حیث هو مبراست از جمیع امکنه و جهات

چون نه جسم است حق نه جسمانی

نه هیولاست نی هیولانی

باشد از حیز و جهت بیرون

وز حدود مشابهت بیرون

هست من حیث ذاته الأقدس

صفت او همین تجرد و بس

لیک چون در مراتب امکان

گشت ظاهر به صورت اعیان

در جهان هر صفت که معروف است

بی تقید به جمله موصوف است

هر چه باشد ز جنس خیر و جمیل

بین ز اوصاف ذات او بی قیل

وانچه نقصی بود در آن واقع

نیست قطعا به سوی حق راجع

بلکه هست آن به ذوق اهل سداد

از قصور قبول استعداد

پس دلالت بر آنکه وصف کمال

هست ز اوصاف ایزد متعال

حمد حق باشد و ستایش او

قابل مستعد ستایش گو

وانکه از قابل است شر و قبیح

نه ز حق بهر حق بود تسبیح

پی اظهار این مراد و مرام

وارد است از نبی علیه سلام

انما الخیر کله بیدیک

لکن الشر لا یعود الیک

حق هم از بهر کشف این مقصود

در کلام مجید خود فرمود

هیچ چیزی ز نامی و جامد

نیست الا مسبح و حامد

ادامه‌ی دفتر اول

  1. بخش ۶۴ - در بیان معنی کلام و بیان مراتب و اقسام آن و بیان آنکه کدام قدیم است و کدام حادث و بیان آنکه کلام جمادات و نباتات از کدام قبیل استگرچه آمد بسیط اصل کلام
  2. بخش ۶۵ - در ذکر حال طایفه دیگر از بی ادبان در احکام الهی و ادب نبوی چیزها می افزایند به مقتضای طبع و هوای خویشدیگری زان فریق گویم کیست
  3. بخش ۶۶ - حکایت ساده دلی که در خواب دزد جامه ها و دستارش ببرد و ازارش گذاشت و او ازار از پای کشید و در سر بست تا سرش برهنه نباشدابلهی رخت خود به خواب سپرد
  4. بخش ۶۷ - در وسوسه نماز و نیت برای کسب جمعیتسوی وسواس او گراید دیو
  5. بخش ۶۸ - حکایت شیخ محقق با مرید موسوسراهدانی مرید خود را دید
  6. بخش ۶۹ - در ذکر اصحاب تفرقه علی طبقاتهمخدمت مولوی چه صبح و شام
  7. بخش ۷۰ - تمثیلبه رهی تیز می گذشت کسی
  8. بخش ۷۱ - در بیان آنکه انصاف به عیب خود پرداختن است و نظر به عیب دیگران نه انداختنجامی این وعظ و تلخگویی چند
همه‌ی دفتر اول ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.