پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

دفتر اول

بخش ۳۱ - در ترغیب مطالب بر مراقبه که عبارت است از نسیان رؤیة المخلوق بدوام النظر الی الخالق بنسیان رؤیة المخلوق یعنی رونده راه می باید که دائما ناظر جناب احدیت باشد و رقم نسیان و نیستی و فنا بر ناصیه جمیع مخلوقات کشد

سر مقصود را مراقبه کن

نقد اوقات را محاسبه کن

باش در هر نفس ز اهل شعور

که به غفلت گذشت یا به حضور

هر چه جز حق ز لوح دل بتراش

بگذر از خلق و جمله حق را باش

رخت همت به خطه جان کش

بر رخ غیر خط نسیان کش

در همه شغل باش واقف دل

تا نگردد ز شغل خود غافل

دل تو بیضه است ناسوتی

حامل شاهباز لاهوتی

گر ازو تربیت نگیری باز

آید آن شاهباز در پرواز

ور تو در تربیت کنی تقصیر

گردد از این و آن فساد پذیر

تربیت چیست آنکه بیگه و گاه

داریش از نظر به غیر نگاه

بگسلی خویش از هوا و هوس

روی او در خدای داری و بس

ادامه‌ی دفتر اول

  1. بخش ۳۳ - ملاقات پیر کار دیده با جوان نورسیدهشد جوانی ز سالکان طریق
  2. بخش ۳۴ - در بیان آنکه حضرت خواجه بزرگوار قدس سره می فرمودند که بنای کار را به نفس می باید کرد چنانکه اشتغال به وظیفه و زمان حال از تذکر ماضی و تفکر در مستقبل را مشغول گرداند و نفس را مگذارد که ضایع گذردخواجه پاک دین پاک نفس
  3. بخش ۳۵ - امام شافعی گفت عمری گرد صوفیه گردیدم از ایشان دو سخن پسندیده شنیدم. یکی آنکه الوقت سیف قاطع و دیگر آنکه ان من العصمة ان لا تقدرشاه دین شافعی مطلبی
  4. بخش ۳۶ - در بیان سخن آن عارف که گفت دوستان همه عالم دشمنند و همه دشمنان دوستندعارفی گفت هر که یارم شد
  5. بخش ۳۷ - در شرح حدیث اعدی عدوک نفسک التی بین جنبیکهم به هر قبه ای تو را روییست
  6. بخش ۳۸ - در بیان معنی ان من العصمة ان لایقدرآن دگر نکته را که کرد ادا
  7. بخش ۳۹ - در بیان آنکه در کلام سابق مذکور شد منافی اثبات اختیار آدمی نیست و در تحقیق معنی اختیار و جبرنبرد فعل را چه خیر و چه شر
  8. بخش ۴۰ - در بیان جواب از سؤالی که چون بنده مختار در اختیار خود مجبور باشد اختیار وی به جبر راجع شود پس حکمت تکلیف وی به اوامر و نواهی چه باشدگر تو گویی چو بنده مامور
همه‌ی دفتر اول ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.