پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

دفتر اول

بخش ۳۰ - در بیان معنی رباعی که منسوب است به یکی از سلسه خانواده خواجگان ماوراء النهر قدس الله اسرارهم

با هر که نشستی و نشد جمع دلت

وز تو نرمید زحمت آب و گلت

زنهار ز صحبتش گریزان می باش

ور نی نکنی روح عزیزان بحلت

از زمین و زمان برون بردت

وز مکین و مکان برون بردت

از می عشق بیخودت سازد

وز علایق مجردت سازد

دولت صحبت چنین پیری

مس قلب توراست اکسیری

تا شود زر مس تو زان اکسیر

بگسل از خویش و دامن آن گیر

بر در او مقیم و قائم باش

تا بود جان بجا ملازم باش

حرف خود بر تراش روز به روز

سبق فقر و درس عشق آموز

تا که آید ز فر دولت او

نسبت جذب عشق بر تو فرو

گرچه عاریت است اول کار

ملک گردد در آخر از تکرار

چیست تکرار آنکه جذب درون

چون شود کم ز شغل گوناگون

آوری سوی پیر روی نیاز

به سر رشته خود آیی باز

پیش آن آفتاب از سر نو

پست گردی برای یک پرتو

تا فتد بر تو پرتوی زان نور

افتی از گفت و گوی عالم دور

همچنین می کن این وظیفه ادا

مرة بعد مرة اخری

تا شود راسخ آن صفت زانسان

که نباشد زوال آن آسان

ادامه‌ی دفتر اول

  1. بخش ۳۲ - حضرت خواجه بزرگ بهاء الحق و الدین المعروف به نقشبند قدس سره می فرمودند که دوام مراقبه نادر است و از این طایفه اندکی کسب آن کرده اند و ما به طریق حصول آن را یافته ایم که مخالف نفس استخواجه نقشبند بند گشای
  2. بخش ۳۳ - ملاقات پیر کار دیده با جوان نورسیدهشد جوانی ز سالکان طریق
  3. بخش ۳۴ - در بیان آنکه حضرت خواجه بزرگوار قدس سره می فرمودند که بنای کار را به نفس می باید کرد چنانکه اشتغال به وظیفه و زمان حال از تذکر ماضی و تفکر در مستقبل را مشغول گرداند و نفس را مگذارد که ضایع گذردخواجه پاک دین پاک نفس
  4. بخش ۳۵ - امام شافعی گفت عمری گرد صوفیه گردیدم از ایشان دو سخن پسندیده شنیدم. یکی آنکه الوقت سیف قاطع و دیگر آنکه ان من العصمة ان لا تقدرشاه دین شافعی مطلبی
  5. بخش ۳۶ - در بیان سخن آن عارف که گفت دوستان همه عالم دشمنند و همه دشمنان دوستندعارفی گفت هر که یارم شد
  6. بخش ۳۷ - در شرح حدیث اعدی عدوک نفسک التی بین جنبیکهم به هر قبه ای تو را روییست
  7. بخش ۳۸ - در بیان معنی ان من العصمة ان لایقدرآن دگر نکته را که کرد ادا
  8. بخش ۳۹ - در بیان آنکه در کلام سابق مذکور شد منافی اثبات اختیار آدمی نیست و در تحقیق معنی اختیار و جبرنبرد فعل را چه خیر و چه شر
همه‌ی دفتر اول ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.