پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

دفتر اول

بخش ۹ - خطاب زمین بوس با ترغیب در رعایت رعایا و شفقت بر عموم برایا

ای به شاهی بلند آوازه

کردی آیین خسروی تازه

دل تو نقد عدل راست محک

نیست چون دال و لام ازو منفک

شد چو با عین عاطفت دل تو

متصل عدل گشت حاصل تو

حق ز شاهان به غیر عدل نخواست

آسمان و زمین به عدل بپاست

سلطنت خیمه ایست بس موزون

کش بود راستی و عدل ستون

گر نباشد ستون خیمه به جای

چون بود خیمه بی ستون بر پای

شاه باشد شبان و خلق همه

رمه و گرگ آن رمه ظلمه

بهر آنست های و هوی شبان

تا بیابد رمه ز گرگ امان

چون شبان سازگار گرگ بود

رمه را آفتی بزرگ بود

لطف با گرگ کار بیخرد است

مرحمت بر رمه به جای خود است

گرت افتد به مرحمت میلی

رمه باشد به آن ز گرگ اولی

ادامه‌ی دفتر اول

  1. بخش ۱۱ - در بیان آنکه حکمت در وجود پادشاه صاحب جلالت حکمت است به موجب راستی و عدالتچیست دانی به زیر چرخ اثیر
  2. بخش ۱۲ - در صفت عدل و نصفتچیست عدل آنکه بگذری ز فضول
  3. بخش ۱۳ - در بیان آنکه طمع را که از جمله آفات است با منقبت معدلت منافات استهر که را دل به عدل شد مایل
  4. بخش ۱۴ - پند مأمون به فرزند خویشبا پسر گفت یک شبی مأمون
  5. بخش ۱۵ - قطع اطناب اطناب و ختم بر دعای استجابت مابجامی اطناب در سخن نه سزاست
  6. بخش ۱۶ - گفتار در ترغیب مسترشدان آگاه بر مداومت کلمه طیبه لااله الاالله که مفتاح گنج سعادت و مصباح کنج عبادت استای کشیده به کلک وهم و خیال
  7. بخش ۱۷ - اشارت به آنکه گفته اند الصوفی کاین باینهر که حق داد نور معرفتش
  8. بخش ۱۸ - اشارت به ذکر خفیه که گفته اند لایطلع علیه ملک فیکتبه و لا نفس فتعجب بهذکر گنج است و گنج پنهان به
همه‌ی دفتر اول ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.