پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

دفتر اول

بخش ۱۹ - در کشف و اظهار آنکه در نفس کلمه طیبه لااله الاالله اشارتی هست به ستر و اخفای آن

حرفها را به وقت نطق و بیان

شفه آمد منصه اعلان

گر تأمل کنی درین کلمه

بنگری حال حرفهاش همه

بی گمان دانمت به آن گروی

که یکی نیست زان میان شفوی

مخرج حرفهاش جز شفه است

نسبت آن سوی شفه سفه است

وین اشارت بدان بود که مدام

بایدش در حریم ستر مقام

این سبق پیشه کن چه روز و چه شب

بی فغان زبان و جنبش لب

پیش روشندلان بحر صفا

ذکر حق گوهر است و دل دریا

پرورش ده به قعر آن گهری

که نیاید به لب ازان اثری

تا خدا سازدش به نصرت و عون

گوهری قیمتش فزون ز دو کون

ادامه‌ی دفتر اول

  1. بخش ۲۱ - قال بعض کبراء العارفین قدس سره معنی لااله الاالله ان لا شی ء مما یدعی الها غیراللهمعنی لااله الاالله
  2. بخش ۲۲ - در مذمت آنان که به جهت اجتماع عوام و استجلاب منافع معاش از ایشان مجالس آرایند و به سبیل جهر و اعلان به ذکر حق سبحانه و تعالی اشتغال نمایندمی زند شیخ ما ز شور و شغب
  3. بخش ۲۳ - تمثیلمرده لوزینه پز چو از کینه
  4. بخش ۲۴ - در بیان فرق میان رقص ارباب نقص و حال اهل کمالرقص ناقص به سوی نقص بود
  5. بخش ۲۵ - تمثیلجغد مسکین نشسته پهلوی باز
  6. بخش ۲۶ - در ذکر قلبی آنان که دم از ذکر قلبی زنند و بر خود علامات آن نصب کرده آن را از قبیل ذکر خفیه شمارند و ندانند که آن نیز حکم ذکر جهر دارد بلکه ذکر جهر نیز از آن بهتر است زیرا که در ذکر جهر اصل ذکر متحقق است و احتمال غیر آن ندارد به خلاف ذکر خفیهوان دگر شیخ پیش خلق جهان
  7. بخش ۲۷ - حکایت آن غوری که در مناره پنهان شده بود و فریاد می کرد که مرا مجویید که من اینجا نیستمروستایی ز دست باران جست
  8. بخش ۲۸ - در بیان آنکه آنچه گذشت مذمت ذکر سر و جهر نیست بلکه مذمت جماعتی است که آن را وسیله لذات جسمانی و شهوات نفسانی ساخته اندآنچه کردم بیان درین گفتار
همه‌ی دفتر اول ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.