پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

دفتر اول

بخش ۳ - در بیان آنکه حقیقت حضرت حق سبحانه و تعالی هستی ساذج است و وجود مطلق

دوربینان بارگاه الست

بیش ازین پی نبرده اند که هست

ذات پاکش ز چونی و چندی

هستی ساده از نشانمندی

در مکین و مکان چه فوق و چه تحت

وحدتی ساذج است و هستی بحت

وحدتی گشته کثرتش طاری

در همه ساری از همه عاری

از حدود تعلقات برون

وز قیود تعینات مصون

نه به دام قیود صید شده

نه به اطلاق نیز قید شده

هم مقید خود است و هم مطلق

گه ز باطل نموده گاه از حق

قید او سازوار با اطلاق

زهرش آمیزگار با تریاق

اوست مغز جهان جهان همه پوست

خود چه مغز و چه پوست چون همه اوست

بود کل جهان در او مستور

کرد در کل به ذات خویش ظهور

کل در او عین اوست او در کل

عین کل همچو آب اندر گل

آب در گل گل است و گل در آب

عین آب این دقیقه را دریاب

برتر است این سخن ز درک فهوم

کی شود درک جز به ترک رسوم

نرسد کس بدین به بوالهوسی

بگذر از اسم و رسم تا برسی

عقل بگذار کان عقیله توست

دانه مکر و دام حیله توست

عقل جز وی درین نشیمن کسب

بهر آداب بندگیست فحسب

به دلیل علیل و فکر سقیم

کی شناسد صفات و ذات قدیم

بوریا باف اگر چه بشکافد

مو به صنعت حریر چون بافد؟

ادامه‌ی دفتر اول

  1. بخش ۵ - مناجات در تضرع و ابتهال به حضرت ذوالجلال والافضال جل جلاله و عم نوالهای ظهور تو با بطون دمساز
  2. بخش ۶ - در نعت سیدالمرسلین و خاتم النبیین علیه من الصلوات الفضلها و من التحیات اکلمهاجامی از گفتگو ببند زبان
  3. بخش ۷ - در خطاب زمین بوس حضرتی که نقش خاتم نبوتش خاتم النبیین است و طراز خلعت رسالتش سیدالمرسلین صلی الله علیه و آله و سلمای دل و دیده خاک نعلینت
  4. بخش ۸ - گفتار در اظهار دولتخواهی و مدحت گزاری حضرت خلافت پناهی سلطنت شعاری خلدالله تعالی ملکه و سلطانه و علا امره و شأنهحق چو داد از پی اطیعواالله
  5. بخش ۹ - خطاب زمین بوس با ترغیب در رعایت رعایا و شفقت بر عموم برایاای به شاهی بلند آوازه
  6. بخش ۱۰ - قصه شفقت ورزیدن موسی علیه السلام و بره گریخته را به دوش کشیدن و از گلیم شبانی به خلعت کلیمی رسیدنروزی از روزها کلیم خدا
  7. بخش ۱۱ - در بیان آنکه حکمت در وجود پادشاه صاحب جلالت حکمت است به موجب راستی و عدالتچیست دانی به زیر چرخ اثیر
  8. بخش ۱۲ - در صفت عدل و نصفتچیست عدل آنکه بگذری ز فضول
همه‌ی دفتر اول ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.