پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

دفتر اول

بخش ۴ - اشارت به معنی تنزیه که متقضای عقل و تشبیه که موجب سمع است با تنبیه بر آنکه کمال در مرتبه جمع است

وصف حق حق به خود تواند گفت

این گهر را خرد نداند سفت

شرح اوصاف ذات او ده ازو

کس نداند صفات او به ازو

هر چه خود را به آن کند توصیف

مکنش بر خلاف آن تعریف

وانچه خود را ازان کند تقدیس

تو در اثبات آن مکن تلبیس

نه به تنزیه شو چنان مشغوف

که به نفی صفت شوی موصوف

نه به تشبیه آنچنان مایل

که به جسم و جهت شوی قایل

هر چه تقدیس ذات و تنزیه است

وانچه مشعر به نفی تشبیه است

مرجع آن بود تجرد ذات

از تلبس به مقتضای صفات

هر چه تشبیه باشد و تحدید

وانچه مبنی ز حصر یا تقیید

منشاء آن بود تلبس عین

به ظهور از ملابس کونین

گر تو ز ارباب ذوق و ادراکی

وز تقید به یک طرف پاکی

می کن اینسان که کردمت تنبیه

جمع تنزیه را مع التشبیه

هر یکی را به جای او می دار

چشم بر مقتضای او می دار

در صفت های حق مشو یک چشم

می گشا سوی هر یک اندک چشم

می کن از شر اعور دجال

استعاذت در اکثر احوال

معتدل شو که هر که اهل دل است

در جمیع امور معتدل است

وسط آمد محل عز و شرف

به وسط روی نه ز هر دو طرف

تا رساند تو را به فر و بها

حکم خیرالامور اوسطها

ادامه‌ی دفتر اول

  1. بخش ۶ - در نعت سیدالمرسلین و خاتم النبیین علیه من الصلوات الفضلها و من التحیات اکلمهاجامی از گفتگو ببند زبان
  2. بخش ۷ - در خطاب زمین بوس حضرتی که نقش خاتم نبوتش خاتم النبیین است و طراز خلعت رسالتش سیدالمرسلین صلی الله علیه و آله و سلمای دل و دیده خاک نعلینت
  3. بخش ۸ - گفتار در اظهار دولتخواهی و مدحت گزاری حضرت خلافت پناهی سلطنت شعاری خلدالله تعالی ملکه و سلطانه و علا امره و شأنهحق چو داد از پی اطیعواالله
  4. بخش ۹ - خطاب زمین بوس با ترغیب در رعایت رعایا و شفقت بر عموم برایاای به شاهی بلند آوازه
  5. بخش ۱۰ - قصه شفقت ورزیدن موسی علیه السلام و بره گریخته را به دوش کشیدن و از گلیم شبانی به خلعت کلیمی رسیدنروزی از روزها کلیم خدا
  6. بخش ۱۱ - در بیان آنکه حکمت در وجود پادشاه صاحب جلالت حکمت است به موجب راستی و عدالتچیست دانی به زیر چرخ اثیر
  7. بخش ۱۲ - در صفت عدل و نصفتچیست عدل آنکه بگذری ز فضول
  8. بخش ۱۳ - در بیان آنکه طمع را که از جمله آفات است با منقبت معدلت منافات استهر که را دل به عدل شد مایل
همه‌ی دفتر اول ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.