پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی

فصیحی هروی

رباعیات

۱۶۶ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱ در دیده مور اگر روم چون عنقا
  2. شمارهٔ ۲ با دوست چه کار طالب سودا را
  3. شمارهٔ ۳ دردم که بهار نیست گلزار مرا
  4. شمارهٔ ۴ ای نام تو روح قدس و پیکر لب ما
  5. شمارهٔ ۵ عشق آمد و ریخت برق در پیکر ما
  6. شمارهٔ ۶ از زهر بلا پرست پیمانه ما
  7. شمارهٔ ۷ در ناصیه‌ام نقش مرادست غریب
  8. شمارهٔ ۸ آن شوخ که عارض از می حسن افروخت
  9. شمارهٔ ۹ در جام شکایت زبانم خون ریخت
  10. شمارهٔ ۱۰ دلاکی دوش خونم از هر مژه ریخت
  11. شمارهٔ ۱۱ آن دم که شدیم از می هستی سرمست
  12. شمارهٔ ۱۲ آن قوم که دلشان ز دورنگیها رست
  13. شمارهٔ ۱۳ پروانه که از بادیه هجر برست
  14. شمارهٔ ۱۴ سوی در پادشاه کز طور بهست
  15. شمارهٔ ۱۵ آن قوم که دلشان ز دورنگیها رست
  16. شمارهٔ ۱۶ آن شوخ که چشم حسن را نور و ضیاست
  17. شمارهٔ ۱۷ صد شکر که حرف دوست شد بی‌کم و کاست
  18. شمارهٔ ۱۸ امشب که چو صبح وصل عشرت لقب است
  19. شمارهٔ ۱۹ دیشب ز دلم شعله آهی برخاست
  20. شمارهٔ ۲۰ هر چند دلم ز درد خونریزتر است
  21. شمارهٔ ۲۱ ای آنکه غمت پردگی محمل ماست
  22. شمارهٔ ۲۲ ای شمع گرت ذوق غم آموختن است
  23. شمارهٔ ۲۳ باز از سر ناز می به اغیار ده است
  24. شمارهٔ ۲۴ امشب چمنت به آب و تابی شده است
  25. شمارهٔ ۲۵ دورت آورد کآفتابی می‌خواست
  26. شمارهٔ ۲۶ دل مهمانست و میزبانش غم تست
  27. شمارهٔ ۲۷ گیرم که ز آه و ناله‌ات صد حشرست
  28. شمارهٔ ۲۸ می نوش کنون که ابر رحمت بارست
  29. شمارهٔ ۲۹ از مرگ گل حیات بی‌رنگترست
  30. شمارهٔ ۳۰ این نسخه که بر شیشه نادان سنگست
  31. شمارهٔ ۳۱ این روح که شمع مجلس افروز منست
  32. شمارهٔ ۳۲ بر من که چو ابر پایم از دامانست
  33. شمارهٔ ۳۳ بی روی تو بر دیده نظر بهتانست
  34. شمارهٔ ۳۴ در بحر جهان که ساحلش افواهست
  35. شمارهٔ ۳۵ گرد گلت از رشک عرق می‌بایست
  36. شمارهٔ ۳۶ این اسب که چون خواجه ما فرتوتیست
  37. شمارهٔ ۳۷ دور از تو دلم چو سینه آهستانی‌ست
  38. شمارهٔ ۳۸ داریم بتی که در بنی‌‌آدم نیست
  39. شمارهٔ ۳۹ کوته خردی که شرمسار از من نیست
  40. شمارهٔ ۴۰ از دیده به سوی دوست پیوسته رهی‌ست
  41. شمارهٔ ۴۱ دل با غم آن صنم سپردیم و گذشت
  42. شمارهٔ ۴۲ امشب که طرب از دل مهجور برفت
  43. شمارهٔ ۴۳ آن شوخ چو جام ناز در چنگ گرفت
  44. شمارهٔ ۴۴ امشب می درد آسمان بی ‌غش باد
  45. شمارهٔ ۴۵ در کوی تو هر گه پای اندیشه نهاد
  46. شمارهٔ ۴۶ آن می که دلش به صد تمنا می‌خورد
  47. شمارهٔ ۴۷ ناصح ما را میل نصیحت دارد
  48. شمارهٔ ۴۸ آهم چو بر آسمان شبیخون آرد
  49. شمارهٔ ۴۹ آنم که ز من زبان سخن نپذیرد
  50. شمارهٔ ۵۰ حسنت که صلای شوق عالم برزد
  51. شمارهٔ ۵۱ با آن که به جانم از تو جز تب نرسد
  52. شمارهٔ ۵۲ ز آن پیش دلا که هجر زارت بکشد
  53. شمارهٔ ۵۳ چون زلف ترا باد صبا شانه کشد
  54. شمارهٔ ۵۴ آن غنچه که از لباس خود بیرون شد
  55. شمارهٔ ۵۵ داغ تو به آفتاب تب نفروشد
  56. شمارهٔ ۵۶ دندان امشب ز درد شد بس که نژند
  57. شمارهٔ ۵۷ ای چرخ بر آتشم نهی همچو سپند
  58. شمارهٔ ۵۸ ای آنکه دمت راز مسیحا داند
  59. شمارهٔ ۵۹ باز آمد و رفت و هجر خونخوار بماند
  60. شمارهٔ ۶۰ چون اشک ز خون هوسم ساخته‌اند

متن اشعار به نقل از گنجور.