پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

رباعیات

شمارهٔ ۹

در جام شکایت زبانم خون ریخت

دیدم که ز طره تو تابی انگیخت

گفتم برمش زود در آتش فکنم

آگه شد و در به [در] به نام تو گریخت

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۱۱آن دم که شدیم از می هستی سرمست
  2. شمارهٔ ۱۲آن قوم که دلشان ز دورنگیها رست
  3. شمارهٔ ۱۳پروانه که از بادیه هجر برست
  4. شمارهٔ ۱۴سوی در پادشاه کز طور بهست
  5. شمارهٔ ۱۵آن قوم که دلشان ز دورنگیها رست
  6. شمارهٔ ۱۶آن شوخ که چشم حسن را نور و ضیاست
  7. شمارهٔ ۱۷صد شکر که حرف دوست شد بی‌کم و کاست
  8. شمارهٔ ۱۸امشب که چو صبح وصل عشرت لقب است
همه‌ی رباعیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.