پرش به محتوای اصلی
عطار

عطار

باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق

۷۶ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱ چون روی تو در همه جهان روی کراست
  2. شمارهٔ ۲ بی موی تونیست موی کس موئی راست
  3. شمارهٔ ۳ تا روی ز زیرِ پرده بنمودی تو
  4. شمارهٔ ۴ در کوی تو آفتاب منزل بگرفت
  5. شمارهٔ ۵ ای واقعهٔ عشقِ تو کاری مشکل
  6. شمارهٔ ۶ عشقت به هزار پادشاهی ارزد
  7. شمارهٔ ۷ ای زلفِ تو صد دامِ ستم افکنده
  8. شمارهٔ ۸ جانا غم عشقت دل و دینم نگذاشت
  9. شمارهٔ ۹ زلف و رخِ تو که قصدِ جان دارندم
  10. شمارهٔ ۱۰ ای روی چو آفتابِ تو پشت سیاه
  11. شمارهٔ ۱۱ ای پیش تو سرو و ماه پیوسته رهی
  12. شمارهٔ ۱۲ چون ماه، به قطع، آب روی تو نداشت
  13. شمارهٔ ۱۳ گر پرده ز روی دلستان برگیری
  14. شمارهٔ ۱۴ ای گم شده درحسنِ تو هر دیدهوری
  15. شمارهٔ ۱۵ تا دیده بر آن عارضِ گلگون افتاد
  16. شمارهٔ ۱۶ گر در همه عمر آرزوئیم بوَد
  17. شمارهٔ ۱۷ ای تُرک! دلم غاشیه بر دوش تو شد
  18. شمارهٔ ۱۸ تا حلقهٔ آن زلف مشوّش دیدم
  19. شمارهٔ ۱۹ در جنب رخت چو ماه میننماید
  20. شمارهٔ ۲۰ بی عشق تو زیستن دریغم آید
  21. شمارهٔ ۲۱ ای حسن تو درحدّ کمال افتاده
  22. شمارهٔ ۲۲ خورشید که چرخ در نکوئیش آورد
  23. شمارهٔ ۲۳ ای نرگسِ صفرا زده سودائی تو
  24. شمارهٔ ۲۴ لعلت که بلای دل و دین آید هم
  25. شمارهٔ ۲۵ تا روی چو آفتاب جانان بفروخت
  26. شمارهٔ ۲۶ گل را به چمن گونهٔ رخسار تو نیست
  27. شمارهٔ ۲۷ عشق رخ تو که کیمیای خطرست
  28. شمارهٔ ۲۸ گاهی ز سرِ زلفِ سیاهت ترسم
  29. شمارهٔ ۲۹ کوثر که لبِ ترا ندیم افتادهست
  30. شمارهٔ ۳۰ ماهی که ز رخ یک سرِ مویم ننمود
  31. شمارهٔ ۳۱ آن ماه که سجده بُرد انجم او را
  32. شمارهٔ ۳۲ بی لعلِ لبش شکرستان میچکنم
  33. شمارهٔ ۳۳ بگشاده رخ و بسته قبا میآید
  34. شمارهٔ ۳۴ آن روز که روی دلستان نتوان دید
  35. شمارهٔ ۳۵ شرطِ رَهِ عشق چیست، درخون گشتن
  36. شمارهٔ ۳۶ ای باد به سوی زلفِ آن یار بتاز
  37. شمارهٔ ۳۷ دوش آمد و بنشست به صد زیبایی
  38. شمارهٔ ۳۸ از بادهٔ عشق تو خماری دارم
  39. شمارهٔ ۳۹ دل، خستهٔ چشم ناوک انداز مدار
  40. شمارهٔ ۴۰ اول که به پیشِ خویشتن راهم داد
  41. شمارهٔ ۴۱ زلف تو برفت از نظرم چه توان کرد
  42. شمارهٔ ۴۲ دل دادم و ترکِ کفر ودینش کردم
  43. شمارهٔ ۴۳ زلف تو که بود آرزوئی همه را
  44. شمارهٔ ۴۴ دل در خم آن زلف چو زنجیر بماند
  45. شمارهٔ ۴۵ جانا! ز همه جهان نشستم برتر
  46. شمارهٔ ۴۶ تا در سر زلفت خم و چین افکندی
  47. شمارهٔ ۴۷ زلف تو که چون مشک به هر سوی افتاد
  48. شمارهٔ ۴۸ دل گفت: «رهِ زلف تو چون کوتاهی است»
  49. شمارهٔ ۴۹ شب نیست که جان بی تو به لب مینرسد
  50. شمارهٔ ۵۰ در زلف اگرچه جایگاهی سازی
  51. شمارهٔ ۵۱ زان خط که به گردِ شکر آوردی تو
  52. شمارهٔ ۵۲ بوئی که ز زلف مشکبوی تو رسد
  53. شمارهٔ ۵۳ چون گشت دل من از سر زلف تو مست
  54. شمارهٔ ۵۴ در عشق رخت چون رخ تو بیشم نیست
  55. شمارهٔ ۵۵ گر لعل لب تو آب حیوانم داد
  56. شمارهٔ ۵۶ هرکاو رخ تو بدید حیران ماند
  57. شمارهٔ ۵۷ ای خاصیتِ لعل تو جان پروردن
  58. شمارهٔ ۵۸ دل در سر زلف چون توحسن افروزی
  59. شمارهٔ ۵۹ مشکین رسنت چو پردهٔ ماه شود
  60. شمارهٔ ۶۰ چون چشمِ تو تیرِ غمزه محکم انداخت

متن اشعار به نقل از گنجور.