فهرست اشعار
- شمارهٔ ۱ چون نشنودی ز یک مسافر که چه بود
- شمارهٔ ۲ گاه از سر طاعتی برون آیی تو
- شمارهٔ ۳ خون شد همه جانها و جگرها همه ریش
- شمارهٔ ۴ آن کس که تمام متّقی خواهد بود
- شمارهٔ ۵ چندان که ز مرگ میبگویم دل را
- شمارهٔ ۶ گر تن گویم عظیم سست افتادست
- شمارهٔ ۷ چون خواهد بود در کمین افتادن
- شمارهٔ ۸ گر دل بر امید رهنمون بنشیند
- شمارهٔ ۹ پیوسته چو ابر این دل بیخویش که هست
- شمارهٔ ۱۰ عمری که ز رفتنش چنین بیخبرم
- شمارهٔ ۱۱ دیرست که جان خویشتن میسوزم
- شمارهٔ ۱۲ گاهی ز غم نفس وخرد میگریم
- شمارهٔ ۱۳ زان میترسم که در بلام اندازند
- شمارهٔ ۱۴ تن کیست که سرنگون همی باید کرد
- شمارهٔ ۱۵ گفتم شب و روز از پی این کار شوم
- شمارهٔ ۱۶ چون نیست طریقی که به مقصود رسم
- شمارهٔ ۱۷ تا کی باشم گرد جهان در تک و تاز
- شمارهٔ ۱۸ در هر دو جهان یکتنهای میجویم
- شمارهٔ ۱۹ جان رفت و ندید محرمی در همه عمر
- شمارهٔ ۲۰ از مال جهان جز جگری ریشم نیست
- شمارهٔ ۲۱ اشکم پس و پیش منزلم بگرفتهست
- شمارهٔ ۲۲ تا کی بینم به هر دمی تیماری
- شمارهٔ ۲۳ نه از تن خود به هیچ خشنودم من
- شمارهٔ ۲۴ ای تن ز زمانه سر نگون مینشوی
- شمارهٔ ۲۵ چون نیست سری این غم بیپایان را
- شمارهٔ ۲۶ چون من بگذشتهام بجان زین دو سرا
- شمارهٔ ۲۷ امروز منم خسته ازین بحر فضول
- شمارهٔ ۲۸ آن مرغ که بود از می معنی مست
- شمارهٔ ۲۹ جانا چو به نیستی فتادم برهم
- شمارهٔ ۳۰ گه گم شدهٔ هزار کارم داری
- شمارهٔ ۳۱ جز غوّاصی هوس ندارم چکنم
- شمارهٔ ۳۲ چون دل ز طلب در ره جانان استاد
- شمارهٔ ۳۳ یک ذره چو آن حکم دگرگون نشود
- شمارهٔ ۳۴ دیرست که دور آسمان میگردد
- شمارهٔ ۳۵ از واقعهٔ روز پسین میترسم
- شمارهٔ ۳۶ میترسم و بیقیاس میترسم من
- شمارهٔ ۳۷ چون پنجه سال خویشتن را کُشتم
- شمارهٔ ۳۸ چون روی به پنجاه و به شصت آوردیم
- شمارهٔ ۳۹ گر هیچ ندیدم من و گر دیدم من
- شمارهٔ ۴۰ دردا که جوانی ز بَرَم دور رسید
- شمارهٔ ۴۱ شد عقل ز دست و سخت مضطر افتاد
- شمارهٔ ۴۲ آن رفت که عیشِ این جهانی خوش بود
- شمارهٔ ۴۳ تا کی به هوس چارهٔ بهبود کنیم
- شمارهٔ ۴۴ دردا که ز خواب بس دل غافل ما
- شمارهٔ ۴۵ افسوس که بی فایده فرسوده شدیم
- شمارهٔ ۴۶ جان را خطرِ روزِ پسین بایددید
- شمارهٔ ۴۷ تا در بُنِ بحر عشق غرقاب شدیم
- شمارهٔ ۴۸ دردا که ز دُردی جهان مَست شدیم
- شمارهٔ ۴۹ رفتیم و نبود هیچ کس محرم ما
- شمارهٔ ۵۰ ای دل همه را بیازمودیم و شدیم
- شمارهٔ ۵۱ گه دستخوشِ زمانه خواهیم شدن
- شمارهٔ ۵۲ از آز و طمع بیخور و خفتیم همه
- شمارهٔ ۵۳ هرگز ره دین براستی نسپردیم
- شمارهٔ ۵۴ کو تن که ز پای در فتادست امروز
- شمارهٔ ۵۵ از عمر گذشته عبرتی بیش نماند
- شمارهٔ ۵۶ چون رفتن جان پاک آمد در پیش
- شمارهٔ ۵۷ دل در سر درد شد به درمان نرسید
- شمارهٔ ۵۸ هم کار ز دست رفت در بی کاری
- شمارهٔ ۵۹ دردا که دلم را تن بَطّال بکشت
- شمارهٔ ۶۰ افسوس که روزگارم از دست بشد
متن اشعار به نقل از گنجور.