پرش به محتوای اصلی
انوری

انوری

مقطعات

۴۹۱ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱۸۱ - طبیبی را ذم کند مقبلی آنکه روز و شب ادبار
  2. شمارهٔ ۱۸۲ - در حکمت و موعظه روز را رایگان ز دست مده
  3. شمارهٔ ۱۸۳ - در هجا گر اندک صلتی بخشد امیرت
  4. شمارهٔ ۱۸۴ شعر تر و خوبِ بنده گوید
  5. شمارهٔ ۱۸۵ به خدایی که بی‌شناس مقیم
  6. شمارهٔ ۱۸۶ غلام توام چون غلامت نباشد
  7. شمارهٔ ۱۸۷ - در حبس مجدالدین ابوالحسن مدت عالم به آخر می‌رسد بی‌هیچ شک
  8. شمارهٔ ۱۸۸ دعاگو اسبکی دارد که هر روز
  9. شمارهٔ ۱۸۹ خداوندا رهی را شاهدی هست
  10. شمارهٔ ۱۹۰ - در طلب احسان گفتم چو لطف بار خدایم قبول کرد
  11. شمارهٔ ۱۹۱ - در طلب کاغذ گوید ای خداوندی که درمعراج قدر و منزلت
  12. شمارهٔ ۱۹۲ - در علو همت خود گوید من واین نفس که با قحبهٔ رعنای جهان
  13. شمارهٔ ۱۹۳ - قاضی حمیدالدین از انوری سوئال کند اوحدالدین که در سؤال و جواب
  14. شمارهٔ ۱۹۴ - انوری در جواب قاضی گوید افتخار جهان حمیدالدین
  15. شمارهٔ ۱۹۵ - سلطان سنجر انوری را به مجلس خود خوانده بود در شکر آن گفته انوری را خدایگان جهان
  16. شمارهٔ ۱۹۶ - مدح شهاب‌الدین ابوالفتح کند و اجازهٔ دخول به مجلس او خواهد ای آنکه لقب تاش ثاقب تو
  17. شمارهٔ ۱۹۷ - در تقاضای راتبه خداوندا تو می‌دانی که بنده
  18. شمارهٔ ۱۹۸ - مدح قاضی حمیدالدین با جلال تو ای حمیدالدین
  19. شمارهٔ ۱۹۹ بسا سخن که مرا بود وان نگفته بماند
  20. شمارهٔ ۲۰۰ - شکایت از دهر جفای گنبد گردان به پایه‌ای برسید
  21. شمارهٔ ۲۰۱ - مطایبه آن بزرگانی که در خاک خراسان خفته‌اند
  22. شمارهٔ ۲۰۲ ایمنی را و تندرستی را
  23. شمارهٔ ۲۰۳ - در التماس برات انعام گوید که خبر آن بدو رسید و برات نرسیده بود ای خداوندی که بر درگاه جاهت بنده‌وار
  24. شمارهٔ ۲۰۴ - در عارضهٔ خاتون عصمةالدین رضیةالملوک گر خداوند عصمةالدین را
  25. شمارهٔ ۲۰۵ - در هجای بخیلی گفته ممسکی جست مر مرا در بلخ
  26. شمارهٔ ۲۰۶ - در تقصیر ملاقات یاران به یکدیگر گوید کهتر و مهتر و وضیع و شریف
  27. شمارهٔ ۲۰۷ - شراب خواهد سرورا از می سخاوت تو
  28. شمارهٔ ۲۰۸ - لغز یکی و پنج و سی وز بیست نیمی
  29. شمارهٔ ۲۰۹ - در مدیح صاحبا دین و ملک بی‌تو مباد
  30. شمارهٔ ۲۱۰ دوستی در سمر کتابی داشت
  31. شمارهٔ ۲۱۱ - شراب خواهد پنج قالاشیم در بیغوله‌ای
  32. شمارهٔ ۲۱۲ بیخ دو غماز برانداختند
  33. شمارهٔ ۲۱۳ - در وصل سرای مجدالدین ابوالحسن ای نمودار آفتاب بلند
  34. شمارهٔ ۲۱۴ به خدایی که دست قدرت او
  35. شمارهٔ ۲۱۵ - در تهنیت منصب گوید احکام دین چو از شرف‌الدین شرف گرفت
  36. شمارهٔ ۲۱۶ - در مدح ای کریمی که رای همت تو
  37. شمارهٔ ۲۱۷ - درخواست روشنایی کند گنبد پیروزه گون بااختران سیم رنگ
  38. شمارهٔ ۲۱۸ - ممدوح برای حکیم خلعتی فرستاده در شکر آن گوید ای خداوندی که از دریای دستت روزگار
  39. شمارهٔ ۲۱۹ دوستی گفت صبر کن ایراک
  40. شمارهٔ ۲۲۰ - شکایت از فلک و مدح صاحب به خدایی که قدر قدرت او
  41. شمارهٔ ۲۲۱ - مخدوم به انوری جفتی موزه بخشید در شکر آن گوید ای خداوندی که پیش لطف خاک پای تو
  42. شمارهٔ ۲۲۲ - در هجا ترا هجا نکند انوری معاذالله
  43. شمارهٔ ۲۲۳ - در شکایت کامل العصر نیک نیک بدان
  44. شمارهٔ ۲۲۴ - در حبس مجدالذین ابوالحسن عمرانی بافلک دی نیازمندی گفت
  45. شمارهٔ ۲۲۵ - طلب ادرار و راتبه از مخدوم برای یک نفر از شاگردان خود کند ای خداوندی که از روی تفاخر بنده‌وار
  46. شمارهٔ ۲۲۶ - شراب خواهد ای کریمی که از نوال کفت
  47. شمارهٔ ۲۲۷ - ایضا طلب شراب کند ای بزرگی که کلک وهمت تو
  48. شمارهٔ ۲۲۸ - در هجا پس دریده بریده پیشی چند
  49. شمارهٔ ۲۲۹ خدایگانا آنی که دوستدارانت
  50. شمارهٔ ۲۳۰ - در تهدید و هجو قاضی هری به خشک ریش گری در هری ندیدستی
  51. شمارهٔ ۲۳۱ - در نکوهش فلک آسمان آن بخیل بدفعلست
  52. شمارهٔ ۲۳۲ خسروا آب آسمان نشود
  53. شمارهٔ ۲۳۳ - در مذمت زنان زن چو میغست و مرد چون ماهست
  54. شمارهٔ ۲۳۴ - در التماس موزه تویی آن صدر که بر پایهٔ قدرت نرسد
  55. شمارهٔ ۲۳۵ - در هجا چه خیر باشد در خیل و لشکری که درو
  56. شمارهٔ ۲۳۶ - در نکوهش روزگار یک چند روزگار نه از راه مکرمت
  57. شمارهٔ ۲۳۷ کسی را که بد مست باشد، قفا
  58. شمارهٔ ۲۳۸ - اجازت خواهد ای شاه ز نقدها که باشد
  59. شمارهٔ ۲۳۹ هر که زی خویشتن گران آید
  60. شمارهٔ ۲۴۰ گفتم ترا مدیح دریغا مدیح من

متن اشعار به نقل از گنجور.