پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۲۲۱ - مخدوم به انوری جفتی موزه بخشید در شکر آن گوید

ای خداوندی که پیش لطف خاک پای تو

آب حیوان از وجود خویش بیزاری کند

پای باست زین اگر بر خنگ ایام افکند

فتنه نتواند که در ظلمش ستمکاری کند

روی هر خاکی که از موزه‌ت جمالی کسب کرد

تاابد با زمزم و کوثر کله داری کند

موزهٔ خاص ترادستار کردم از شرف

موزهٔ خاص ترا زیبد که دستاری کند

نام میمون تو تا بر ساق او بنوشته‌اند

ساف عرش از رشک آن دولت همی زاری کند

موزه‌ای کز افسری بیش است در پایش کنم

حاش لله بنده هرگز این سبکساری کند

آ سمان از بهر تاج خسرو سیارگان

روزها شد تاهمی از من خریداری کند

هر کرا ای دست موزه‌اش از تفاخر دست داد

برهمه عالم زبر دستی و جباری کند

شاد و دولت یار بادی تا به سعی آ فتاب

در نما نفس نباتی را صبا یاری کند

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۲۲۳ - در شکایتکامل العصر نیک نیک بدان
  2. شمارهٔ ۲۲۴ - در حبس مجدالذین ابوالحسن عمرانیبافلک دی نیازمندی گفت
  3. شمارهٔ ۲۲۵ - طلب ادرار و راتبه از مخدوم برای یک نفر از شاگردان خود کندای خداوندی که از روی تفاخر بنده‌وار
  4. شمارهٔ ۲۲۶ - شراب خواهدای کریمی که از نوال کفت
  5. شمارهٔ ۲۲۷ - ایضا طلب شراب کندای بزرگی که کلک وهمت تو
  6. شمارهٔ ۲۲۸ - در هجاپس دریده بریده پیشی چند
  7. شمارهٔ ۲۲۹خدایگانا آنی که دوستدارانت
  8. شمارهٔ ۲۳۰ - در تهدید و هجو قاضی هریبه خشک ریش گری در هری ندیدستی
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.