پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۲۲۵ - طلب ادرار و راتبه از مخدوم برای یک نفر از شاگردان خود کند

ای خداوندی که از روی تفاخر بنده‌وار

نعل اسبت اختران در گوش نه گردون کنند

آفتاب رای و ابر دست گوهربار تو

آز را از بی‌نیازی جاودان قارون کنند

لمعهٔ رخسار جاه و عکس اشک دشمنت

کهربا را چون عقیق از خاصیت گلگون کنند

بنده را شاگرد خوارزمی است شیطان هیکلی

کان چنان هیکل نه در کوه و نه در هامون کنند

معده‌ای دارد که سیری را درو امید نیست

در علاج جوع کلبی کوه اگر معجون کنند

از نهیب او نهنگان رخت بر خشکی کشند

گر شیاطین صورت امعاش بر جیحون کنند

یک دم ار خالی شود حلقش که زهرش باد و مار

راست چون دیوی بود کش انکژه در ... کنند

از شره گویی همی حلوای صابونی خورد

گر خمیر نان او خود جمله از صابون کنند

حاش لله گر بماند یک مه دیگر به مرو

آه و واویلا که تا این چند مسکین چون کنند

کز نهیب معدهٔ او هر شبی تا بامداد

اهل شهر و روستا بر نان همی افسون کنند

مخت سوب و بکند او که از بیخم بکند

طبع موزونم همی زاندیشه ناموزون کنند

صاحبا یارب جزایت خیر بادا خیر کن

کندرین موسم بسی خیرات گوناگون کنند

یا غلامی چند را از روی حسبت بر گمار

تا شبیخون آورند و دفع این ملعون کنند

یا بکش این کافر زن روسبی را آشکار

پادشاهان از پی یک مصلحت صد خون کنند

یا بگو زان پیش کز عالم برآرد قحط کل

تا به سیلی از حدود عالمش بیرون کنند

یا بفرما اهل دیوان را که تا من بنده را

زانچه مجری دارم اجرا یک‌نفر افزون کنند

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۲۲۷ - ایضا طلب شراب کندای بزرگی که کلک وهمت تو
  2. شمارهٔ ۲۲۸ - در هجاپس دریده بریده پیشی چند
  3. شمارهٔ ۲۲۹خدایگانا آنی که دوستدارانت
  4. شمارهٔ ۲۳۰ - در تهدید و هجو قاضی هریبه خشک ریش گری در هری ندیدستی
  5. شمارهٔ ۲۳۱ - در نکوهش فلکآسمان آن بخیل بدفعلست
  6. شمارهٔ ۲۳۲خسروا آب آسمان نشود
  7. شمارهٔ ۲۳۳ - در مذمت زنانزن چو میغست و مرد چون ماهست
  8. شمارهٔ ۲۳۴ - در التماس موزهتویی آن صدر که بر پایهٔ قدرت نرسد
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.