پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۲۳۲

خسروا آب آسمان نشود

که کمال تو نور خور ندهد

لقمهٔ بی جگر نمی‌یابم

شد چنین عمر او نظر ندهد

گرده‌گاه جهان شکافته باد

که یکی گرده بی‌جگر ندهد

ملک‌الموت را ملامت نیست

که به بیمار گل شکر ندهد

تو جهان نیستی جهانداری

این اشارت به تو ضرر ندهد

تو بکن زیبد ار قضا نکند

توبده شاید از قدر ندهد

کمر عمر تو مبادا سست

تافلک را قبا کمر ندهد

نقش نام زمانه افروزت

سکه از دوستی به زر ندهد

کافران را چه باک باشد اگر

خشم تو مایهٔ سقر ندهد

داد بنده نمی‌دهد در تو

حبذا گر دهد وگر ندهد

جود تو حق از آن فراوانست

کار او بود اگر وگر ندهد

دست میمون تو از آن دستست

که به کشت طمع مطر ندهد

وای آن رزمگه که حملهٔ تو

دهد و نصرت وظفر ندهد

جز تو کس را نشاید آدم گفت

عقل مشاطگی به خر ندهد

گرچه بسیار درد دل دارد

جز به اندازه درد سر ندهد

حرمت تو نه آن درخت بود

که به سالی هزار برندهد

خاک در گاه تو نه آن سرمه است

که به چشم هنر بصر ندهد

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۲۳۴ - در التماس موزهتویی آن صدر که بر پایهٔ قدرت نرسد
  2. شمارهٔ ۲۳۵ - در هجاچه خیر باشد در خیل و لشکری که درو
  3. شمارهٔ ۲۳۶ - در نکوهش روزگاریک چند روزگار نه از راه مکرمت
  4. شمارهٔ ۲۳۷کسی را که بد مست باشد، قفا
  5. شمارهٔ ۲۳۸ - اجازت خواهدای شاه ز نقدها که باشد
  6. شمارهٔ ۲۳۹هر که زی خویشتن گران آید
  7. شمارهٔ ۲۴۰گفتم ترا مدیح دریغا مدیح من
  8. شمارهٔ ۲۴۱ - در وصف بنا و مدح میر عمیدکرد عالی بنای این مجدود
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.