پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۲۳۸ - اجازت خواهد

ای شاه ز نقدها که باشد

در کیسهٔ صبح و شام موجود

در کیسهٔ عمر انوری نیست

الا نفسی سه چار معدود

وان نیز به بند و مهر او نیست

تا خرج کند چو نقد معهود

گیرم که یکی دو زان بدزدد

تا رای فلک رسد به مقصود

نی دست تصرفش ببرند

وین عاقبتی بود نه محمود

آنگه چه زند چو دست نبود

در دامن جست و جوی معبود

دانی که چو حال بنده این است

ای عنصر عدل و رحمت و جود

شب خوش بادیش کن به کلی

نه شاعر و شعر هست مفقود

ای تا به ابد شب تمنیت

آبستن روزهای مسعود

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۲۴۰گفتم ترا مدیح دریغا مدیح من
  2. شمارهٔ ۲۴۱ - در وصف بنا و مدح میر عمیدکرد عالی بنای این مجدود
  3. شمارهٔ ۲۴۲ - از کسی درخواست پنبه کندزهی صاحب ملک پرور که گیتی
  4. شمارهٔ ۲۴۳ - برای درآمدن به خانهٔ اکفی الکفاة بار خواهدای خداوندی که از ایام اگر خواهی بیابی
  5. شمارهٔ ۲۴۴ - شراب خواهدشاهدی دارم ای بزرگ چنانک
  6. شمارهٔ ۲۴۵ - حضور دوستی را خواهدجاییست نشسته چاکر تو
  7. شمارهٔ ۲۴۶ - در تقاضای انعامی که حواله شد و نیافت فرمایدمفتی شرع کرم عاقلهٔ ملت جود
  8. شمارهٔ ۲۴۷ - در قضا و قدرخدای کار چو بر بنده‌ای فرو بندد
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.