پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۲۱۷ - درخواست روشنایی کند

گنبد پیروزه گون بااختران سیم رنگ

هر شبی تا روز وصف بی نوایی من کند

روزگار بی‌نوایی وصل را هجران دهد

اتفاق تنگ دستی دوست را دشمن کند

صعب و تاریکست دوراز وصل تو شبهای من

شمعها باید که این تاریک را روشن کند

پاره‌ای ازاعتقاد خویش نزد من فرست

تاشبم را روشن و این حجره را گلشن کند

ورنه فراش سرای مکرمت را نصب کن

تا دو دانگی در وجوه یک منی روغن کند

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۲۱۹دوستی گفت صبر کن ایراک
  2. شمارهٔ ۲۲۰ - شکایت از فلک و مدح صاحببه خدایی که قدر قدرت او
  3. شمارهٔ ۲۲۱ - مخدوم به انوری جفتی موزه بخشید در شکر آن گویدای خداوندی که پیش لطف خاک پای تو
  4. شمارهٔ ۲۲۲ - در هجاترا هجا نکند انوری معاذالله
  5. شمارهٔ ۲۲۳ - در شکایتکامل العصر نیک نیک بدان
  6. شمارهٔ ۲۲۴ - در حبس مجدالذین ابوالحسن عمرانیبافلک دی نیازمندی گفت
  7. شمارهٔ ۲۲۵ - طلب ادرار و راتبه از مخدوم برای یک نفر از شاگردان خود کندای خداوندی که از روی تفاخر بنده‌وار
  8. شمارهٔ ۲۲۶ - شراب خواهدای کریمی که از نوال کفت
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.