پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۲۱۸ - ممدوح برای حکیم خلعتی فرستاده در شکر آن گوید

ای خداوندی که از دریای دستت روزگار

آز مفلس را چو کان تا جاودان قارون کند

گر سموم قهر تو بر بحر و کان یابد گذر

در این بیجاده و بیجادهٔ آن خون کند

ور نسیم لطف تو بر آتش دوزخ وزد

شعلهٔ او فعل آب دجله و جیحون کند

کلک تو میزان حشر آمد که در بازار ملک

زشت و خوب از هم جدا و خیر و شر موزون کند

عقل را حیرت همی آید ز کلکت گاه‌گاه

کو به تنهایی همی ترتیب عالم چون کند

دانکه تشریف خداوند خراسان آیتیست

کز بزرگی نسخ آیتهای گوناگون کند

پاسبانش ز انبساط نسبت همسایگی

کسوت خود را شبی گر تحفهٔ گردون کند

از نشاط اینکه این تشریف خدمتگار اوست

در زمان دراعهٔ کحلی ز سر بیرون کند

گرنه این بودی روا بودی که در تشریف تو

آنکه روز عالمی ذکری همی میمون کند

از ولوع خویش بر مدح تو ناگه گفتمی

پایگاه کعبه را کسوت کجا افزون کند

شادبادی تا جهان صد سال دیگر بر درت

همچنین خدمت کند از جان همی کاکنون کند

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۲۲۰ - شکایت از فلک و مدح صاحببه خدایی که قدر قدرت او
  2. شمارهٔ ۲۲۱ - مخدوم به انوری جفتی موزه بخشید در شکر آن گویدای خداوندی که پیش لطف خاک پای تو
  3. شمارهٔ ۲۲۲ - در هجاترا هجا نکند انوری معاذالله
  4. شمارهٔ ۲۲۳ - در شکایتکامل العصر نیک نیک بدان
  5. شمارهٔ ۲۲۴ - در حبس مجدالذین ابوالحسن عمرانیبافلک دی نیازمندی گفت
  6. شمارهٔ ۲۲۵ - طلب ادرار و راتبه از مخدوم برای یک نفر از شاگردان خود کندای خداوندی که از روی تفاخر بنده‌وار
  7. شمارهٔ ۲۲۶ - شراب خواهدای کریمی که از نوال کفت
  8. شمارهٔ ۲۲۷ - ایضا طلب شراب کندای بزرگی که کلک وهمت تو
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.