پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۲۱۵ - در تهنیت منصب گوید

احکام دین چو از شرف‌الدین شرف گرفت

آنرا عنایت ازلی تقویت کند

آن کاملست او که نماند جهان جهل

گر علم را به کلک و نظر تربیت کند

از رای اوست تابش خورشید عاریت

مه زان به طبع تابش ازو عاریت کند

هردم ز غایت و رعش کاتب یمینش

همسایه را به عزل همی تعزیت کند

نشگفت اگر به قوت فتویش بعد از این

باگرگ میش کشته لجاح دیت کند

هان تا به منصبش نکنی تهنیت که دین

خود را به منصب شرف تهنیت کند

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۲۱۷ - درخواست روشنایی کندگنبد پیروزه گون بااختران سیم رنگ
  2. شمارهٔ ۲۱۸ - ممدوح برای حکیم خلعتی فرستاده در شکر آن گویدای خداوندی که از دریای دستت روزگار
  3. شمارهٔ ۲۱۹دوستی گفت صبر کن ایراک
  4. شمارهٔ ۲۲۰ - شکایت از فلک و مدح صاحببه خدایی که قدر قدرت او
  5. شمارهٔ ۲۲۱ - مخدوم به انوری جفتی موزه بخشید در شکر آن گویدای خداوندی که پیش لطف خاک پای تو
  6. شمارهٔ ۲۲۲ - در هجاترا هجا نکند انوری معاذالله
  7. شمارهٔ ۲۲۳ - در شکایتکامل العصر نیک نیک بدان
  8. شمارهٔ ۲۲۴ - در حبس مجدالذین ابوالحسن عمرانیبافلک دی نیازمندی گفت
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.